سند راهبردی 25 ساله ایران-چین| چه چیزهایی درباره این سند می‌دانیم؟/ احمدی‌نژاد دقیقاً با چه چیز مخالف است؟!- اخبار سیاسی – اخبار تسنیم


گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- آقای علی ربیعی سخنگوی دولت در نشست خبری 3 تیر 99 اعلام کرد که پیش‌نویس برنامه 25 ساله همکاری ایران و چین در جلسه یکشنبه اول تیر هیئت دولت تصویب شده است. خبر چندان عجیب و بی‌سابقه نبود، با این حال مشخصاً پس از موضع‌گیری آقای محمود احمدی‌نژاد علیه این برنامه همکاری، به یک موضوع داغ رسانه‌ای تبدیل شد. احمدی‌نژاد در یک موضع‌گیری تند، این برنامه را یک قرارداد «پنهان» و «دور از چشم ملت» خواند و گفت که هر قراردادی که مخفیانه و بدون در نظر گرفتن خواست و اراده ملت ایران با طرف‌های خارجی منعقد شود و برخلاف منافع کشور و ملت باشد، معتبر نیست و ملت ایران آن را به رسمیت نخواهد شناخت.”

پس از این اظهارنظر آقای احمدی‌نژاد گمانه‌زنی‌ها و موضع‌گیری‌های بسیاری درباره این مسئله گفته و نوشته شد که در نوع خود عجیب بود.

موضع‌گیری‌هایی که حول و حوش این برنامه تا الان جاری و ساری بوده، از چند حیث به آن پرداخته است. نخست، از منظر جزئیاتی است که درباره محتوای سند ادعا می‌شود و دوم،‌ تحلیل‌هایی است که از چنین سندی و به طور کلی ارتباط 25 ساله با چین و به نحو کلی‌تر، درباره استراتژی نگاه به شرق جمهوری اسلامی ایران، ارائه شده است. این متن درصدد است به نحو مختصر اولاً چارچوبی برای ارزیابی چنین اسنادی ارائه کند و ثانیاً به این مسئله بپردازد که آیا اساساً آنچه تاکنون درباره محتوا گفته شده واقعی است یا خیر؟ و ثالثاً نگاهی به نحوه برخی مواجهه‌ها با چنین پدیده‌ای داشته باشد.

یکم: ادعای محرمانه بودن موضوع سند همکاری 25 ساله ایران و چین، مشخصاً یک شعبده‌بازی سیاسی است. آقای احمدی‌نژاد مسئله را به نحوی مطرح کرد و از نوعی ساخت و پاخت محرمانه میان ایران و چین به دور از چشم مردم سخن گفت که احتمالاً برخی تصور کنند او یک سند فوق‌سری که همه‌ی نظام به دنبال پوشاندن آن از مردم هستند را فداکارانه برای مردم افشا کرده است؛ اما مسئله به نحو دیگری است.

موضوع اراده ایران و چین برای یک همکاری بلندمدت راهبردی 25 ساله، نخستین بار در سوم بهمن 94 و همزمان با حضور آقای «شی جین پینگ» رئیس‌جمهور چین در ایران، به طور علنی آنهم در قالب بیانیه مشترک رسمی میان ایران و چین اعلام شد. بند 6 از آن بیانیه مشترک می‌گوید: “نظر به اراده راسخ طرفین برای توسعه روابط دو کشور و با توجه به مکمل بودن ظرفیتهای اقتصادی و همچنین وجود زمینه های مختلف همکاری در عرصه های انرژی، زیرساختی، صنعتی، فناوری و سایر زمینه های مشترک، دو طرف توافق می نمایند رایزنی ها و مذاکرات لازم جهت انعقاد قرارداد همکارهای جامع 25ساله را در دستور کار قرار دهند.”

ساعاتی بعد در دیدار رهبر معظم انقلاب با رئیس‌جمهور چین، ایشان اصل موضوع روابط استراتژیک 25 ساله ایران و چین را مطرح و اعلام کردند که “دولت و ملت ایران همواره به دنبال گسترش روابط با کشورهای مستقل و قابل اطمینان همچون چین بوده و هستند و بر همین اساس، توافق رؤسای جمهوری ایران و چین برای یک روابط استراتژیک 25 ساله، کاملاً درست و حکمت‌آمیز است”. خبر این دیدار و اظهارات رهبر انقلاب و رئیس‌جمهور چین نیز به طور رسمی منتشر شد.

آقای محمدجواد ظریف وزیر خارجه کشورمان نیز پس از دیدار سال گذشته خود با مسئولان چینی، در شهریور 98، ضمن توئیتی رسماً به این موضوع اشاره کرده است.

و اخیراً نیز علی ربیعی سخنگوی دولت خبر داده است که «پیش‌نویس» این سند در هیئت دولت تصویب شده است.

 قاعدتاً تصویب متن پیش‌نویس سندی که باید یک سند دو جانبه باشد، آنهم از ناحیه دولت یک طرف نمی‌تواند به معنای نهایی شدن آن تلقی شود. اما اینکه چرا آقای احمدی‌نژاد مسئله را به نحوی مطرح کرده است که گویا شخصاً به سند و خبر محرمانه و عجیب غریبی دست یافته، نکته‌ای است که می‌توان در ادامه متن به آن اشاره گذرایی کرد.

به هر حال خلاصه ماوقع درباره سند به این نحو است که بهمن ماه 94 و در جریان سفر رئیس‌جمهور چین به ایران موضوع سند راهبردی 25 ساله مطرح می‌شود؛ تا اواخر سال 97 متاسفانه از طرف دولت ایران تحرک چندانی در این باره مشاهده نمی‌شود(احتمالا‌ً دولت همچنان تصور می‌کرد از آمریکا و اروپا نهایتاً آبی گرم خواهد شد). اما شهریور سال 98 و همزمان با حضور آقای ظریف در پکن اعلام می‌شود که ایران پیش‌نویس اولیه درباره سند 25 ساله را به مقامات چینی ارائه خواهد کرد.

دولت چین با اخذ این پیش‌نویس و با پذیرش چارچوب آن، نکاتی درباره آن نوشته و پیش‌نویس دومی به ایران ارائه کرده و ایران نیز با اعمال نظرات خود پیش‌نویس سوم را تهیه کرده است. و آنچه در جلسه اخیر هیئت دولت تصویب شده همین پیش‌نویس سوم بوده است که احتمالاً یک دور دیگر دادوستد پیش‌نویس‌ها قبل از توافق نهایی در کار خواهد بود.

دوم: طی چند روز اخیر مطالب و عدد و رقم‌های بسیاری درباره جزئیات این سند در برخی رسانه‌ها و اکانت‌های فضای مجازی منتشر شد. برخی رسانه‌ها از اعداد 400 میلیارد دلار و 120 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری‌ چینی‌ها در ایران سخن گفتند. مثلاً روزنامه اعتماد مشابه آقای احمدی‌نژاد از کشفیات! بخصوصی سخن گفته است. این روزنامه به نقل از برخی افراد می‌نویسد: “قرار بر این بود که چین 260 میلیارد دلار در بخش نفت، گاز و پتروشیمی ایران سرمایه‌گذاری کند؛ بخش قابل توجهی از این سرمایه‌گذاری چینی‌ها طی 5 سال نخست اجرای قرارداد 25ساله با آنها به صنعت نفت و گاز ایران تزریق شود و مابقی آن به صورت مرحله‌ای و بر اساس توافق دو طرف از سوی پکن در ایران انجام شود. چینی‌ها همچنین قرار است در قالب توافق شراکت جامع استراتژیک با ایران 120 میلیارد دلار در حوزه توسعه زیرساخت‌های تولید و حمل و نقل در ایران سرمایه‌گذاری کنند که بخش قابل ‌توجهی از این سرمایه‌گذاری هم در 5 سال نخست انجام خواهد شد و مابقی آن به صورت دوره‌ای و بر اساس توافق دو کشور به بخش صنعت و حوزه حمل و نقل ایران تزریق می‌شود. چین همچنین می‌تواند بخشی از تولیدات نفت، ‌گاز و پتروشیمی ایران را با تخفیف بر مبنای قیمت متوسط 6 ماهه محصول خریداری کند. بر اساس جزییات توافق جدید انجام شده بین ایران و پکن چین می‌تواند پول محصول خریداری شده از ایران را حداکثر تا دو سال به این کشور پرداخت کند”.

البته روزنامه اعتماد در ادامه اشاره می‌کند که تمام اینها گمانه‌زنی است. ولی احتمالاً تصور شود این حجم از اطلاعات، دست‌کم 10 درصدش هم درست باشد، فضای خوبی از سند به دست می‌دهد. اما مسئله اینجاست که تمام این گمانه‌زنی‌ها درباره سند -دست‌کم تا این لحظه- غلط است. اساساً در سند «هیچ عدد و رقمی» غیر از همان 25 سال اصل سند وجود ندارد و ارقامی که ادعا می‌شود، مشخص نیست با چه نرم‌افزاری اکتشاف یا استخراج شده است!

این سند صرفاً یک چارچوب کلان درباره حوزه‌های همکاری است و اعداد و ارقام در مراحل بعد که سند تبدیل به پروژه‌های مشخص سازمان‌ها و بخش‌های مختلف با ارگان‌های چینی خواهد شد، می‌تواند روی کاغذ بیاید. لذا در شرایطی که فعلاً هیچ پروژه‌ای نیست، بنابراین اعداد و ارقام نیز نمی‌تواند هیچ قطعیتی داشته باشد.

سوم: صرف‌نظر از جزئیات سند، طی روزها و حتی سالهای گذشته که جمهوری اسلامی ایران راهبرد نگاه به شرق را به عنوان یک استراتژی مشخص مطرح کرده، تحلیل‌هایی درباره فرامتن این موضوع نیز در جریان است که با درانداختن مصداق سند 25 ساله، این مباحث داغ‌تر از پیش خواهد شد. در این باره و در وهله اول، موضوع «نگاه به شرق»‌ از منظر تناسب آن با شعار «نه شرقی، نه غربی» جمهوری اسلامی ایران مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. این موضوع آنگاه که توسط غربگرایان مطرح و هشدار داده می‌شود، کاملاً طنزآمیز است. این گروه غربگرایی را تا عمق تن دادن به استعمار غربی‌ها نه تنها پذیرفته‌اند بلکه برایش سالها تئوری هم بافته‌اند، و در این مورد نیز کلمه‌ی حق «نه شرقی، نه غربی» را نه برای استقلال جمهوری اسلامی، بلکه برای هدف قرار دادن نگاه به شرق، به منظور تجویز پذیرش استعمار غرب، مصرف می‌‌کنند. لذا نباید به نقد آنان وقع چندانی از منظر معرفتی گذاشت. اما درباره اصل شبهه، مشخص است که نه شرقی نه غربی نه به معنای قطع رابطه با غرب و شرق، بلکه عدم پذیرش استعمار هیچکدام از قطب‌های شرق(شوروی سابق) و غرب(آمریکا) است. لذا نگاه به شرق، نه به معنای پذیرش استثمار و استعمار شرق، بلکه به معنای ارتباط با شرق، آنهم در شرایطی است که کشور تقریباً 40 سال محصول تجربه‌ی نگاه به غرب بسیاری از دولتمردانش را چشیده است!

چهارم: سند همکاری 25 ساله از جنس ارتباط است؛ اما چگونه می‌توان «ارتباط» را از «استعمار» تشخیص و تمیز داد. در شرایطی که غرب‌گرایان از روی غرض و برخی از روی غیرت در این باره اظهار نگرانی می‌کنند، می‌توان چارچوب مشخصی برای استدلال ارائه کرد. یک ارتباط آن زمان که ارزشهای «آزادی»، «عدالت»، «امنیت» و یا «پیشرفت» را ناظر به یک ملت و کشور خدشه‌دار کند، تبدیل به استعمار شده است. اگر یک سند، آزادی عمل و استقلال رفتاری ایران را خدشه‌دار کند، و یا در ارزیابی «داده‌ها» و «ستانده‌ها» عادلانه نباشد، و یا برخلاف امنیت و پیشرفت یک ملت و کشور باشد، سندی استعماری و استثماری است. بررسی این سند توسط نهادهای ذی‌ربط و مهمتر از آن پروژه‌هایی که بر مبنای آن و با عدد و رقم خاص نوشته خواهد شد، و ارزیابی آن با شاخص‌های آزادی و عدالت و امنیت و پیشرفت چندان دشوار نخواهد بود. لذا نشستن و غیب‌گویی کردن از یک سند آنهم در برهه فعلی چندان منطقی جور در نمی‌آید و بیش از آنکه نگرانی از خود سند باشد، واهمه از اصل نگاه به شرق است که غربگرایان برای آشفته شدن از آن انگیزه‌های شخصی و گروهی کم ندارند.

پنجم: اگرچه نفس نگاه به شرق یک استراتژی ملی و عاقلانه است، با این حال تدوین سند 25 ساله در زمانه‌ی دولت حجت‌الاسلام روحانی، به لحاظ مواجه شدن افکار عمومی و گروه‌های سیاسی با آن ماهیتی دوسویه دارد. دولت آقای روحانی در تمام این سالها مشخصاً غربگرایانه عمل کرده و در طول 7 سال گذشته تمام هم و غم خود را مصروف ارتباط با غرب کرده است. به همین جهت فرصت‌های متعددی را در این باره از کشور گرفته و مهمترین خسارت آن توافقنامه‌ای به نام برجام است که نه تنها آبی برای اقتصاد و حکمرانی کشور گرم نکرد، بلکه سکویی برای تشدید فشارهای تاریخی علیه ایران شد.

اینکه در چنین دولتی و با چنان سابقه‌ای سند راهبردی با چین تصویب شود، حداقل واجد این شبهه نیست که دولت از سر شیفتگی به شرق این سند را امضا کرده. لذا نگاه‌ها به این سند تا حدی می‌تواند تعدیل شود.

با این حال دولت باید چند جنبه مهم دیگر را نیز در نحوه‌ی تخاطب خود با افکار عمومی درباره همکاری 25 ساله کشور با چین مدنظر قرار دهد؛ برخی منتقدان کلاسیک دولت، بویژه آنها که خسارت برجام را کاملاً حس کرده‌اند می‌توانند به دولت، در مقام «فنّ» توافق‌نویسی نامطمئن باشند. با این حال این گروه اهل بررسی است و ماجرای برجام نیز نشان داد که بیشترین و بهترین نقدهای فنی توسط این جریان نگاشته شد. لذا دولت تا حد زیادی می‌تواند مطمئن باشد که این گروه که اصل نگاه به شرق را کاملاً مهم و مثبت و راهبردی می‌داند، درباره پروژه‌های ذیل سند نیز پس از بررسی، صرفاً نظری کارشناسانه خواهد داد.

اما در سوی مقابل، غرب‌گرایان و همچنین ریاکاران، کمپین چشم‌بسته‌ای علیه دولت و به عبارت درست‌تر، علیه راهبرد نگاه به شرق، ایجاد خواهند کرد. رسانه‌ها و شخصیت‌های غربگرا که طی سالهای گذشته چشم‌بسته از پروژه خسارت‌آمیز برجام دفاع می‌کردند، حالا چشم‌بسته با سند همکاری با چین مخالفت خواهند کرد و اگر دولت همچنانکه به آن حمایت کورکورانه دلخوش بود‌، از این مخالفت‌های غیب‌گویانه و مغرضانه بترسد، باز هم وقت را در نگاه به شرق از دست خواهد داد.

جریان‌هایی مثل آقای محمود احمدی‌نژاد نیز که غیب‌گویانه با سند تعامل با چین مخالفت می‌کنند،‌ بخش دیگری از دست‌اندازهای دولت و به عبارت دقیق‌تر، موانع کشور، در این زمینه خواهند بود. احمدی‌نژاد که خود در سالهای 90 و 91 چراغ سبزهای متعددی به آمریکا برای مذاکره و بالاتر از آن «ارتباط» می‌داد، از 92 به این سو، تا زمانی که مذاکرات و برجام در جامعه رونقی داشت، سکوت اتخاذ کرده بود. با این حال پس از مشخص شدن کاستی‌ها و نواقص و خسارت‌های برجام، ریاکارانه و ظاهرسازانه خود را در میان بدنه منتقدان مذاکرات جا زد. حال درباره ارتباط با چین نیز، علیرغم آنکه کارشناسانی نظیر رئیس اتاق ایران و چین می‌گویند او خود معتقد به رابطه سطح بالا با چین بوده، در مقطع فعلی برای فاصله‌گذاری خود با سیستم، عجیب نیست که به مخالفت غیب‌گویانه و سیاست‌زده با همکاری راهبردی با چین بپردازد.

انتهای پیام/

زیر پوست «پرند» چه می‌گذرد؟


زنان ساکن اینجا به جای پارک در بیابان قدم می‌زنند و فرزندانشان به جای سرگرمی با وسایل بازی خودشان را با خاک سرگرم می‌کنند. همه آنها از سر ناچاری و کاری که گیر شوهرانشان آمده است شهرشان را ترک کرده‌اند و به حاشیه‌ی پایتخت آمده‌اند و حالا ساکن مسکن‌های مهر «شهر جدید پرند» شده‌اند.

ورودی شهر را با یک اِلمان فلزی «PARAND» که یک قلب قرمز هم در کنارش هست، تزئین کرده‌اند. کمی دورتر از این نشانه، بلوار ورودی به شهر شروع می‌شود که اطرافش را دکل‌های غول‌پیکر فشار قوی محاصره کرده‌اند؛ دکل‌هایی که سرشان تا آسمان آبی پررنگ بالا رفته است.

ابتدای شهر پرند یعنی فاز صفر تا ۳ همه چیز خوب به نظر می‌آید؛ امکانات حداقلی برای زندگی وجود دارد، آسفالت خیابان‌ها قابل قبول است، همه نوع مراکز خریدی دیده می‌شود و شهر پر از مغازه‌هایی است که کارشان خرید و فروش یا اجاره‌دادن ملک است. به گفته یکی از مشاوران املاک، شهرک پرند حدود ۲۱۰ املاکی و حدود ۹۶ هزار واحد مسکن مهر دارد.

قیمت خانه‌های فاز صفر تا  فاز ۳ شهر جدید پرند که مناطق خوبی محسوب می‌شوند بالاتر از جاهای دیگر است زیرا ساختمان‌هایی که در این مناطق ساخته شده، همگی شخصی‌سازند و امکانات کاملی دارند اما فازهای ۴ و ۵ و ۶، مسکن مهرند و اجاره یا فروش در آنجا ارزان‌تر است. واحدهای یک‌خوابه را با  ۲۳ تا ۲۵ میلیون تومان و واحدهای دوخوابه را با ۳۳ تا ۳۵ میلیون تومان می‌توان رهن کرد. برخی از بلوک‌ها امکاناتش بیشتر از جاهای دیگر است که در قیمت واحدها تاثیر خودش را دارد. قیمت واحدهای ۱۰۰ متری شخصی‌ساز در فاز ۳ پرند هم برای رهن ۱۰۰ میلیون تومان است؛ یعنی هر مترمربع، یک میلیون تومان. تا اسفندماه گذشته واحدهای همین فاز برای فروش، متری ۵ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان بوده که حالا متری ۷ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان شده است. اما قیمت مسکن‌های مهر چندان افزایشی نداشته‌اند و هر واحد ۲۰ میلیون تومان گران‌تر شده‌ است؛ مثلا واحدی که قبل از عید ۲۰۰ میلیون تومان قیمت داشته حالا ۲۲۰ میلیون تومان به فروش می‌رسد.

معمولا  واحدهای بالای ۱۰۰ متر سه‌خوابه‌اند که با تمام امکانات متری ۸ تا ۹ میلیون تومان فروخته می‌شوند. به گفته برخی از مشاوران املاک کسی که ۶۰۰ تا ۸۰۰ میلیون  تومان پول داشته باشد می‌تواند صاحب یک واحد در فازهای خوب شهر پرند شود. برخی واحدها هم که سونا و جکوزی دارند متری ۹.۵ تا ۱۰ میلیون تومان قیمت دارند. البته که قیمت برخی از مغازه‌های شهر پرند گران‌تر از خانه‌هایش است.

به گفته مشاوران املاکی، آب و برق فاز صفر تا ۴ شهر جدید پرند مشکلی ندارد اما گاهی اوقات آب و برق واحدهای مربوط به مسکن‌های مهر قطع می‌شوند.

ساختمان‌های در حال ساخت مسکن مهر در پرند 

اما بخشی از فاز ۴ که تمام می‌شود انگار از آبادی خارج شده‌ای و به سمت بیابان‌هایی هدایت می‌شوی که ساختمان‌های بلند مثل قارچ رشد کرده‌اند. تا چشم کار می‌کند بیابان است و ساختمان‌های بلند ساخته و نیمه‌ساخته و لودرها و ماشین‌های سنگینی که حالا حالاها برای ساخت جایی که شبیه به  زندگی باشد، کار دارند.

خیابان‌ها نه‌تنها تابلوهای راهنمایی و رانندگی را ندارند بلکه تابلوهایی که یک نابلد را هم به بلوک‌های مسکن مهر راهنمایی کند، دیده نمی‌شود. هر چه از خیابان اصلی دور می‌شوی وضعیت آسفالت‌ها بدتر و گاهی یک چاله بزرگ جلویت سبز می‌شود که اگر حواست جمع نباشد قطعا دچار مشکل می‌شوی. جلوی برخی از بلوک‌هایی که در پایان فاز ۶ ساخته شده‌اند کوهی از زباله‌ دیده می‌شود و سگ‌های ولگرد و گربه‌ها دسته دسته در کنار زباله‌ها چرخ می‌زنند. مسکن‌های مهر این منطقه بیشتر شبیه اردوگاه‌های مهاجران است تا محلی برای زندگی. ساکن خانه‌ها هم هر کدام از یک نقطه‌ی ایران آمده‌اند؛ یکی به دنبال کار و یکی به دنبال سرپناهی که نزدیک پایتخت باشد.

کنار بلوک‌هایی که به «کوزو ۶» معروف است، زنان در امتداد خیابان آسفالتی که به بیابان ختم می‌شود در حال پیاده‌روی و ورزشند. یکی از دغدغه‌های زنان ساکن این منطقه نداشتن یک ورزشگاه برای بانوان یا پارکی برای کودکانشان است؛ با این حال آنها منتظر امکانات نمانده‌اند و خودشان سر یک ساعت مشخصی از آپارتمان‌هایشان بیرون می‌زنند تا هوایی تازه کنند.

زنان در حال پیاده‌روی در بلوک‌های کوزو۶

«مریم» چهار سالی می‌شود که ساکن یکی از واحدهای کوزو ۶ شده است. قبل‌تر در گیلان زندگی می‌کرده و چون شوهرش در یکی از شهرک‌های صنعتی اطراف کار پیدا کرده مجبور شده به شهر جدید پرند مهاجرت کند: «گیلان برای زندگی از همه جا بهتره اما برای کار شوهرم مجبور شدیم بیایم اینجا. مشکلات اینجا زیاده. پارک یا جایی که چند تا  وسیله ورزشی داشته باشه، نداره به همین خاطر مجبوریم عصرا بیایم تو این بیابون قدم بزنیم. ما اینجا داریم با کمترین امکانات زندگی می‌کنیم. گفتنِ مشکلات ما چه دردی رو دعوا می‌کنه؟ مگه کاری می‌کنن؟ هیچ وسیله بازی برای بچه‌هامون نیست و وقتی مدرسه‌ها تعطیله ما مجبوریم بچه‌هامونو بیاریم تو خاک‌ و خل بازی کنن.»

همسایه‌ی مریم که همراه او پیاده‌روی می‌کند هم در رباط کریم زندگی می‌کرده و بعد از آنکه در پروژه مسکن مهر ثبت نام کرده به شهر پرند اسباب کشیده است. همسرش راننده است و همه‌ی مایحتاجشان را هر چند وقت یک بار از رباط کریم می‌خرند چون چند مغازه‌ای که در اطراف بلوکشان است، اجناسشان را گران‌تر از فازهای صفر تا چهار می‌فروشند.

زنانی که عصرها را در بیابان‌های اطراف محل سکونتشان می‌گذرانند، کم نیستند. برخی، گروهی قدم می‌زنند و با هم خوش و بِش می‌کنند و برخی دیگر دو به دو قدم می‌زنند و با هم دردِدل می‌کنند. یکی از نداشتن مرکز تفریحی مثل سینما یا یک مجموعه ورزشی گلایه دارد و دیگری می‌گوید: «اینجا هم ساخته می‌شود، لودرها را ببین که مشغول ساخت و سازند.» همه‌ی آنها حرف برای گفتن دارند.

برخی از ساکنان مسکن مهر پرند مایحتاج خود را از وانتی‌ها تهیه می‌کنند 

«فاطمه» سه سالی می‌شود که ساکن یکی از واحدهای کوزو ۶ شده است: «واحدها رو خوب نساختن. من مدتی درگیر تعمیرات بودم چون از توالت طبقه بالا آب می‌اومد پایین و سقف نم برداشته بود. از طبقه‌های بالا و پایین هم زیاد صدا میاد. بعضی از همسایه‌های پایینی میگن گاهی بوی فاضلاب تو خونه‌هاشون بالا می‌زنه اما خونه‌ی من که طبقه بالاست همچین مشکلی ندارم. گاهی هم  آسانسورها خراب میشه اماهر بلوک یه مدیر داره که سریع مشکلو برطرف می‌کنن. اینجا یه اتوبوس هم نداره و اگه کاری داشته باشیم و بخوایم به یه آبادی برسیم مجبوریم با هزار ترس و لرز سوار ماشین‌های شخصی بشیم. خیلی از ساکنان اینجا فرهنگ آپارتمان‌نشینی ندارن و واقعا رعایت نمی‌کنن. مثلا اینجا رو ببین، یه سریا آشغالاشونو از پنجره پرت می‌کنن پایین. اون اوایل که اینجا راه افتاده بود یه سری آدم ناجور هم ساکن شده بودن. اینجا هم مثل همه‌جا موادفروش هست اما وقتی تو این‌کاره نباشی با اونا چیکار داری؟ گاهی شب‌ها گشت پلیس میاد اینجاها می‌چرخه. خداییش اینجا از نظر امکانات رفاهی خیلی فقیره.»

برخی از ساکنان زباله‌های خود را از پنجره به بیرون پرتاب می‌کنند / عکس‌ها: کبریا حسین‌زاده 

گرچه بسیاری از ساکنان فاز ۶ پرند درباره کمبود امکانات زندگی در این منطقه با یکدیگر هم‌عقیده‌اند اما برخی از آنها دوست دارند همه واحدها سریع‌تر پُر شوند تا آنان هم از تنهایی در بیایند و شهر جدیدی که در آن زندگی می‌کنند زودتر رونق بگیرد. کافی است بگویی که آمده‌ام اینجا را برای زندگی بررسی کنم، آن وقت همه از خوبی‌های محل زندگی‌شان می‌گویند تا زودتر همسایه‌شان شوی: «واحدهایی که تو  کوزوها ساخته شدن بد نیستن. اینجا مرکز درمانیش آماده نشده اما اول شهر پرند درمانگاه داره. روزی دو بار زباله‌ها رو خالی می‌کنن. فقط وضعیت آسفالتا زیاد خوب نیس اما واسه ما که پول اجاره‌خونه‌های تهرانو  نداریم همینم خوبه. اینجا مدرسه هم داره، دخترای ما که دبستانی‌ان صبحا و پسرامون بعد از ظهرا مدرسه میرن. یه مدرسه راهنمایی هم داره اما دبیرستان نداره. داروخانه هم نداره. این ساختمونا رو که می‌بینی تُرکا ساختن (ترکیه‌ای‌ها). تازه ایستگاه اتوبوس و تاکسی هم  درست شده اما فعلا هیچ خبری از اتوبوس و تاکسی نیست! شوهرامون ساعت ۶ صبح از خونه می‌زنن بیرون اما هیچکدوم از ما کار نمی‌کنیم که بدونیم چطوری میشه صبح خیلی زود وسیله پیدا کرد. البته از اینجا واسه تهران قطار داره و می‌دونیم که صبحا یه مینی‌بوس میاد و اونایی که می‌خوان برن تهرانو تا ایستگاه می‌بره. یکی از خانومای این منطقه خیلی پیگیره چون خودش شاغله و هر روز صبح مجبوره بره تهران. جرات نمی‌کنه سوار ماشین‌ شخصی بشه چون زیاد امنیت ندارن. به همین خاطر هم یه روز اومد جلوی مدرسه و از همه‌ی ما امضا گرفت تا پیگیری کنه واسه اینجا تاکسی بذارن. با اینکه امکانات زندگی اینجا خیلی کمه و ما با سختی زندگی می‌کنیم اما حداقل آب و هوای خوبی داره. بعد از ظهرا میایم پیاده‌روی می‌کنیم. اینجا بوی بد تهرانو نداره. بهار که میشه بیابونای اینجا پُر از سبزه و گل میشه و ما و خانومای همسایه  آش می‌پزیم می‌ریم بیابونای اطراف دور هم می‌شینیم. چون زمان می‌بره تا اینجا ساخته بشه. اگه خواستی خونه بخری بیا همین کوزو ۶. فازای دیگه رو ایرانیا ساختن که فایده نداره. اگه بخوای اینجا یه واحد دوخوابه بخری باید ۲۰۰ میلیونی پول داشته باشی. من ۱۷ سال تهران زندگی کردم، دلم واسه تهران لک زده اما خوب چیکار کنیم؟ وسعمون به زندگی تو تهران نمی‌رسه. قیمت مواد غذایی که وانتیا میارن ارزون‌تره. کنار مسجد یه میوه‌فروشی راه انداختن که قیمتاش بالاست. یه سری وانتی هم هستن که لوازم خونه میارن و به ما قسطی هم می‌فروشن. کمتر آدمی پیدا میشه که این مسیرو بره و بیاد و بتونه دووم بیاره چون رفت و آمد بین اینجا و تهران واقعا سخته. باید هزینه‌های رفت و آمدتم حساب کنی. محل کار شوهر من ونکه و هر روز توی مسیر می‌خوابه. چند ساله که قراره متروی اینجا راه‌اندازی بشه اما فعلا که نشده.»

بسیاری از ساختمان‌های تازه‌ساخت مسکن مهر پرند خالی‌اند 

طبق گفته حبیب‌الله طاهرخانی، معاون وزیر راه و شهرسازی قرار بود متروی شهر پرند تا پایان دولت دوازدهم و سال ۱۴۰۰ ساخته شود اما اخیرا علی امام، مدیرعامل متروی تهران اعلام کرده «تکمیل نهایی و بهره‌برداری از متروی پرند نیازمند حل مشکل منابع اعتباری است و برای تکمیل ۱۰۰ درصدی متروی اقماری پرند ۵۵۰ میلیارد تومان اعتبار نیاز است. دولت بدلیل مشکلات و محدودیت‌های مالی معمولا اعتبارات کمی را در بودجه سنواتی کشور برای پیشرفت متروی پرند تخصیص می‌دهد که این رقم‌های کم‌بودجه که حدود ۳۰ الی ۴۰ میلیارد تومان آن هم سالانه است، مشکلی از متروی پرند حل نمی‌شود.»

مسکن مهر با هدف تامین مسکن اقشار کم ‌درآمد جامعه در دولت نهم به ریاست محمود احمدی‌نژاد ساخته شد. ساخت و ساز این خانه‌ها با کمترین امکانات شهری همچنان ادامه دارد و در دولت یازدهم و دوازدهم هم تکمیل امکانات شهری مثل ساخت مترو با کندی پیش می‌رود. البته بسیاری از واحدهای مسکن مهر بعد از ساخت همچنان خالی‌اند.

«حدود ۱۲ سالی میشه که از پروژه مسکن مهر گذشته. فاز صفر پرند چند سرمایه‌دار داره، واسه همینم وضعیت این فاز با جاهای دیگه پرند فرق داره و بهتره. مسکن مهر آبشناسان هم بدترین وضعیت بین مسکنای مهر رو داره. ما خودمون پیمانکاریم و خیلی جاها از جمله کردستان، عسلویه، تهران و صفادشت کار کردیم اما آبشناسان رو قبول نکردیم چون اونجا خیلی دزدی می‌شد و بدترین پروژه مسکن مهر بود که اصلا هم رسیدگی نمیشه. یه سری شهرا مثل پرند و صفادشت زیر نظر بنیاد مسکن ساخته شدن، واسه همینم وضعیتش بهتره و بهشون بیشتر رسیدگی می‌کنن.»

یکی از مشاوران املاکی پرند این حرف‌ها را می‌زند و ادامه می‌دهد: «اینجا اداره برقی وجود نداشت و زیر نظر رباط کریم بود. چند سالیه که اداره برقش راه‌ افتاده و دارن شکل و شمایلی به شهر میدن. پرند فرمانداری هم نداره اما دادگستری و شهرداری داره. فقط سه تا باجه بانک ملی، مسکن و شهر داره و بقیه بانکا باجه ندارن. ما مجبور بودیم واسه یه سری از کارای بانکی که اینجا شعبه ندارن تا رباط کریم بریم. آبان هم که به خاطر گرونی بنزین یه سری بانکا رو آتیش زده بودن و کلا نمی‌تونستیم کاری انجام بدیم. سه تا مرکز درمانی هم داره. یه درمانگاه تو فاز ۲ و «استقلال» هست که خصوصیه. یه بیمارستانم تو فاز ۵ در حال ساخته اما ۵ ساله که نیمه‌کاره مونده و فقط اسکلتش ساخته شده. یه درمانگاه هم تو فاز ۴ راه افتاده. همه‌ی مراکز درمانی اینجا خصوصی‌ان و هزینه‌های درمان بالاست. پرند یه آتش‌نشانی و دو تا کلانتری هم داره. کلانتری اینجا حدود ۳۰ نفر نیرو داره. دانشگاه آزاد هم اینجا هست و بعضی از استادای دانشگاه هم تو کار ساخت و سازن! حتی مدیر یکی از مدرسه‌های اینجا هم بساز و بفروش داره. با این قیمت مسکن مهاجرت به حاشیه تهران خیلی بالا رفته. می‌دونی جمعیت پرند تو چهار سال گذشته چقدر زیاد شده؟ وضعیت شهری اینجا الان خیلی خوب شده. اینجا هم موادفروشی زیاد بود اما حالا کم شده. با اینکه کلانتری پرند کمبود نیرو و ماشین داره اما بازم خوبه».

اطراف ساختمان مسکن‌های مهر پرند ماشین‌های سنگین  همچنان مشغول کارند 

زیر سایه دکل‌های فشار برق قوی، تنها مرکز درمانی مجهز پرند در فاز ۲ قرار دارد. به گفته یکی از کارمندان مرکز درمانی فاز ۲، آماری از مبتلایان به سرطان در شهر پرند وجود ندارد چون پرند سه مرکز درمانی دارد که هیچکدام تجهیزات  کاملی ندارند، همه‌ی مراکز هم خصوصی‌اند و مردم برای کارهای ضروری به این مراکز مراجعه می‌کنند و بیشتر به رباط کریم یا تهران می‌روند. با این حال یکی از این مراکز شبانه‌روزی است و آزمایشگاه آن تا صبح فعال است و پزشک عمومی هم دارد. بخش جراحی سرپایی و جراح متخصص هم فعال است و پزشکان اعصاب و روان و روانشناس هم دو روز در هفته ویزیت می‌کنند.  با بیمه‌های نیروهای مسلح و کارکنان دولت هم قرارداد دارند که ۳۰ درصد هزینه‌ها را پرداخت می‌کنند. اما چون بخش رادیولوژی مرکز درمانی حدود دو سال از بیمه‌ها طلب داشته، مجبور شده‌اند قراردادشان را لغو کنند.

مسکن‌های مهر پرند همچنان در حال ساختند. بعد از پارک «مشاهیر»، ساختمان‌های شخصی‌ساز از مسکن‌های مهر جدا می‌شوند. از فاز صفر تا فاز ۶ حدود ۱۰ کیلومتر راه است؛ مسیری بدون تابلوهای راهنمایی و رانندگی، با آسفالت‌های پُر از چاله و افقی که پُر از بیابان است و خانه‌های سر به فلک کشیده.

شهر پرند زیر سایه دکل‌های فشار قوی برق 
نمایی از فاز ۶ مسکن مهر پرند 
تقریبا تابلوهای راهنمایی و رانندگی یا تابلوهایی که تازه‌واردها را به بلوک‌ها راهنمایی کند، در فازهای مسکن مهر پرند دیده نمی‌شود
زباله‌های رهاشده در اطراف مسکن‌های مهر پرند 
نخاله‌های ساختمانی رهاشده در اطراف مسکن‌های مهر پرند / عکس‌ها: کبریا حسین‌زاده
خیابان‌های مسکن‌های مهر پرند پر از چاله‌های بدون درپوش هستند 

انتهای پیام

سرنوشت وام درخواستی ایران از صندوق بین‌المللی پول چه شد؟



رییس کل بانک مرکزی در یادداشتی اینستاگرامی، گزارشی از روند پیگیری تسهیلات صندوق بین‌المللی پول به مردم ارائه کرد.

به گزارش ایسنا، عبدالناصر همتی در یادداشتی در صفحه شخصی خود نوشت: حدود یکماه پیش، بعدازاعلام رسمی آمادگی صندوق بین المللی پول برای کمک سریع و بدون قید و شرط به کشور هایی که درگیر مقابله باویروس کرونا هستند، درخواست ایران را، برای استفاده ازحق ایران از این حمایت صندوق اعلام کردم، اماافرادی درخارج، درصدد وارونه جلوه دادن تلاشها و انحراف درخواست بحق ایران بوده‌اند.

با استفاده از این فرصت، این مطلب را به همه اعلام میکنم که، سازوکار اروپا اینستکس (INSTEX) و حتی، کانال مالی سوییس (SHTA)، که به ادعای خود آمریکا، از تحریم های یکجانبه آمریکا، مستثنی هست، کانالهای در دسترس برای انجام برخی از مبادلات کمک‌های انسان دوستانه و از جمله، منابعی است که صندوق دراختیار ایران قرار خواهد داد.

کشورهای اروپایی و سایر کشورها، در روند استفاده از این دو کانال قرار دارند. امیدوارم دراین برههٔ تاریخی، مخالفت آمریکا، به وجههٔ تخصصی صندوق و نیزکارکرد آن برای کمک به کشورهای عضو، بویژه ایران، آسیبی نرساند. ما مصمم به پیگیری درخواست خود در قالب«تامین مالی سریع»، RFI، هستیم و دیروز نیز طی نامه ای به رئیس صندوق،این مطلب راتاکیدکردم. انتظار داریم که صندوق به سرعت، به درخواست ایران که خود ازبنیانگذاران این صندوق بوده است، پاسخ مثبت دهد.

انتهای پیام

احتمال افت 5 میلیون بشکه ای عرضه جهانی نفت/ قیمت نفت در چه صورتی به 50 دلار باز می گردد؟- اخبار اقتصادی – اخبار تسنیم


نرسی قربان، کارشناس انرژی و بازار نفت در گفت وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم اظهار داشت: به طور معمول عرضه و تقاضا، به همراه تحولات سیاسی، روابط کشورها، تصمیمات اوپک و … پارامترهای تأثیرگذار در تعیین قیمت در بازار جهانی نفت هستند، اما در حال حاضر با عامل جدیدی که بازار نفت را بیش از عوامل دیگر متأثر کرده، مواجه ایم که این عامل جدید، شیوع همه گیر و جهانی ویروس کرونا است.

وی افزود: شیوع بیماری کرونا روی تقاضای جهانی نفت اثر گذاشته؛ اما اثر آن و مدت زمان تأثیر آن قابل پیش بینی نیست و نمی دانیم که شیوع جهانی این ویروس تا چه زمانی به طول می انجامد و تا چه اندازه اقتصاد جهانی را فلج می کند.

این کارشناس انرژی با بیان اینکه “اگر نسبت به ماندگاری و اثر شیوع ویروس کرونا بر اقتصاد جهان آگاهی داشتیم، می توانستیم پیش بینی و برآورد حدودی از آینده قیمت نفت ارائه دهیم”، گفت: از آنجایی که نسبت به این مسئله آگاهی نداریم، نمی توان نسبت به آینده بازار نفت پیش بینی درستی داشت و هر رخدادی در این بازار محتمل است.

وی ادامه داد: پس مهمترین فاکتور تأثیرگذار روی بازار جهانی نفت و به تبع آن قیمت نفت، میزان و طول زمان اثر شیوع کرونا بر اقتصاد جهان است.

قربان تصریح کرد: اگر اثر ویروس کرونا تا 6 ماه دیگر کم کم به صورت نسبی بر روی اقتصاد جهانی کاهش یابد و پایه های اقتصاد شروع به گردش کند و پیرو آن، تقاضای نفت افزایش یابد، می توانیم قیمت بین 40 تا 50 دلار را برای نفت در یکسال آینده متصور باشیم، منتها باید اثر عرضه را نیز در نظر بگیریم.

وی افزود: با ادامه شرایط فعلی که قیمت نفت خام به زیر 30 دلار رسیده، شاهد توقف عرضه شیل نفت ها و تولید از میادینی که هزینه های زیادی صرف تولید نفت می شود، همچون میادین نفتی در آبهای عمیق خواهیم بود و می توان گفت از این حیث، چیزی در حدود 5 میلیون بشکه در روز از بخش عرضه کاسته می شود.

این کارشناس انرژی تصریح کرد: همچنین تمام سرمایه گذاری هایی که برای تولید نفت از میادین پرهزینه در جریان است، متوقف می شود و معمولا همه تولیدات نفت در جهان یک افت 5 – 6 درصدی نیز در طول یکسال دارند و با تمامی این شرایط، وقتی تقاضا برمی گردد، اگر با افت عرضه مواجه باشیم، اول ذخایر مورد مصرف قرار می گیرد، سپس افزایش ظرفیت ها مصرف می شود و بعد کم کم بازار متوجه کمبود خواهد شد و قیمت ها شروع به تغییر می کند.

وی ادامه داد: وقتی شیوع ویروس کرونا تقاضا برای نفت را کاهش داد، اوپک خواست اثر این افت تقاضا را با کاهش تولید جبران کند، اما نه تنها نتوانست تولید را کاهش دهد، بلکه توافقات قبلی نیز برای کاهش تولید اوپک برهم خورد و در نتیجه عربستان سعودی اعلام کرد که اول آوریل، 3 میلیون بشکه روانه بازار خواهد کرد و این مسئله موجب شد که شوک قیمتی در بازار نفت رخ دهد و کاهش قیمت نفت ناشی از تأثیر شیوع کرونا بر اقتصاد جهانی را تشدید کند.

وی افزود: این احتمال وجود دارد که عربستان و روسیه به عنوان نمایندگان اوپک و کشورهای غیراوپک به توافقات در بازار نفت دست یابند که این توافق نیز در صورت تحقق، به ترمیم قیمت نفت خواهد انجامید.

انتهای پیام/

نشت اطلاعات تلگرام چه تبعاتی دارد؟



اطلاعات ۴۲ میلیون کاربر ایرانی تلگرام در بازار سیاه اینترنت برای فروش گذاشته شده و تنها اقدامی که اکنون می‌توان انجام داد، حذف پوسته‌های غیررسمی دردسرساز است تا در آینده اطلاعات کمتری از کاربران در معرض خطر قرار گیرد.

به گزارش ایسنا، پس از فیلترینگ تلگرام، در کنار پیام‌رسان‌های داخلی، استفاده از نسخه‌های غیررسمی تلگرام در بین کاربران ایرانی رواج یافت و اگرچه کارشناسان امنیتی بارها استفاده از نسخه‌های غیررسمی را منع کردند، اکنون شماره تلفن و شناسه‌های کاربری ۴۲ میلیون کاربر ایرانی تلگرام از طریق این نسخه‌های غیررسمی جمع‌آوری شده و برای فروش در بازار سیاه قرار گرفته است.

در واکنش به این اتفاق،‌ امیر ناظمی -رئیس سازمان فناوری اطلاعات- اعلام کرد: در گزارش مرکز ماهر در دی ۱۳۹۶ در مورد عدم امنیت پوسته‌های تلگرام هشدار دادیم. البته شواهدی وجود دارد که این اطلاعات به شیوه‌ دیگری جمع‌آوری شده است. سایت ادعاشده با نام شکار که در شرکت رسپینا میزبانی می‌شده، شناسایی شد و ‏گزارش برای رسیدگی قضایی به دادستانی ارجاع خواهد شد.

در این راستا میلاد نوری – کارشناس فناوری اطلاعات- در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به اظهارات سخنگوی تلگرام که اطلاعات فاش‌شده از یکی از پوسته‌های غیررسمی تلگرام لو رفته است، گفت: در حال حاضر این نگرانی وجود دارد که این دیتا به‌صورت کامل به دست یک سری افراد رسیده باشد که اکنون تنها قسمت اطلاعات کاربری را منتشر کردند و برای فروش قرار دادند. اگر دیتای ‌آن پوسته لو رفته باشد، این دیتا شامل چت‌های کاربران، اطلاعاتی که در گروه‌های خصوصی داشتند و عکس‌هایی که رد و بدل کردند و در اختیار آن پوسته‌ها قرار داشته هم می‌شود.

وی درباره اطلاعاتی که برای فروش قرار گفته است توضیح داد: هر کاربر در تلگرام به غیر از اطلاعاتی مانند شماره تلفن، عکس و آی‌دی تلگرامی، یک یوزر آی‌دی دارد که یک عدد است و تا زمانی که اکانت پاک و دوباره ساخته شود، تغییر نمی‌کند. زمانی که شما به شخصی پیام می‌دهید یا در یک گروه و کانال عضو می‌شوید، ادمین کانال و سایر اعضای گروه، یوزر شما را دارند و با نشت اخیر اطلاعات، با استفاده از یوزرآی‌دی می‌توانند به شماره شما دسترسی داشته باشند. همچنین در رباتی که چند میلیون عضو دارد، ادمین می‌تواند با استفاده از این اطلاعات لو رفته، شماره موبایل افراد را پیدا کند.

این کارشناس فناوری اطلاعات با بیان اینکه اکنون اطلاعات تعداد زیادی از مردم دست کسانی است که صرفا بخشی از آن را عمومی کردند، افزود: این اتفاق، همه مشکل نیست. این اطلاعات در کنار دیتابیس اپراتور تلفن همراهی که مدتی پیش لو رفته بود، می‌تواند با استفاده از شماره موبایل، آدرس و کد پستی را بدهد. در کنار دیتابیس سایت فروش اینترنتی بلیت می‌تواند اطلاعات سفرهای شما را بدهد و در کنار دیتابیس تاکسی‌ اینترنتی از رانندگانش می‌تواند درآمد راننده و لیست سفرها را به دست آورد.

استفاده از اطلاعات برای مهندسی اجتماعی

نوری با بیان اینکه بسیاری از مشکلاتی که در کلاهبرداری‌های اینترنتی پیش می‌آید، ازطریق هک اجتماعی اتفاق می‌افتد، توضیح داد: این بدین معناست که هکر بتواند از نظر اجتماعی تیم پشتیبانی شرکت‌های خارجی یا داخلی را فریب دهد و خود را جای فرد دیگری جا بزند، یا زمانی که برای کلاهبرداری و فیشینگ نیاز به جلب اعتماد دارد و هرچه این اطلاعات بیشتر باشد، فضا برای کلاهبرداران بازتر می‌شود.

وی با اشاره به مشکل عدم حفظ امنیت، اظهار کرد: سامانه‌ای به‌نام شکار که هنوز مشخص نشده به کجا مرتبط است، راه‌اندازی شده و ظاهرا اطلاعات را از پوسته‌های تلگرام جمع‌آوری کرده است. برای دسترسی به اطلاعات، آنها را روی ابزاری به نام Elasticsearch قرار دادند و به دلیل سهل‌انگاری یا دانش کم از نظر امنیتی، پسوردی هم برای آن نگذاشتند و بدین‌ترتیب بسیاری توانستند به آن دسترسی پیدا کنند.

این کارشناس فناوری اطلاعات ادامه داد: این اطلاعات بیش از ۱۰ روز در در این دیتابیس در اختیار عموم قرار داشته و کسانی که به آنها دسترسی پیدا کردند، آن را برای فروش گذاشتند. شخص خارجی که اطلاعات را پیدا کرده، ابتدا آن را به قیمت ۵۰۰ دلار برای فروش گذاشته بود و اکنون به نظر می‌رسد این اطلاعات به دست افرادی که کار فیشینگ و کلاهبرداری می‌کنند رسیده است و آنها این اطلاعات را در گروه‌هایشان با قیمت یک میلیون تومان خرید و فروش ‌می‌کنند.

فیلترینگ تلگرام، مردم را به‌سمت تلگرام‌های غیررسمی برد

نوری در پاسخ به اینکه آیا اطلاع به کاربران از جهت ناامن بودن این نسخه‌های تلگرام، توجیه مناسبی است؟ گفت: این کار مثل این است که سایتی را فیلتر کنند و بگویند از فیلترشکن استفاده نکنید. تعداد زیادی از کاربران به دلیل فیلترینگ به سمت تلگرام‌های غیررسمی رفتند. آن زمان هاتگرام و تلگرام طلایی با استفاده از یک پروکسی داخلی، به این بهانه که تلگرام بدون فیلتر هستند، مشوقی بودند که کاربر سمت آنها برود.

وی ادامه داد: این در حالی است که طبق قوانین جرائم رایانه‌ای فروش ابزار دور زدن فیلترینگ جرم است؛ یا همان کاری که تلگرام طلایی انجام می‌دهد و قرار دادن پروکسی در اپلیکیشن، صرف نظر از درستی یا نادرستی قانون موجود، خلاف قانون است. البته برخوردهای متناقض زیادی در این حوزه وجود دارد؛ مانند سایت‌های فروش فیلترشکن که تراکنش‌های میلیاردی دارند و با درگاه‌های بانکی و هویت مشخص، در حاشیه امن کارشان را انجام می‌دهند.

این کارشناس فناوری اطلاعات با بیان اینکه مدتی پس از تلاش ناموفق برای استقلال پوسته‌های تلگرام، درنهایت گوگل‌پلی آنها را به‌دلیل مشکلات امنیتی حذف کرد،‌ افزود: حتی پاول دوروف، مدیر تلگرام هم در جواب یک کاربر ایرانی که درباره امنیت پوسته‌های فارسی پیام‌رسان‌ها پرسیده بود اعلام کرد که این‌ها ناامن هستند و حتی قوانین تلگرام را هم رعایت نمی‌کنند. تلگرام صرفا به این دلیل که کاربران بتوانند قابلیتی را به اپلیکیشن اضافه و کم کنند، اپلیکیشن خود را به‌صورت متن‌باز قرار داده، اما بسیاری از این قابلیت سوءاستفاده کرده و با ساختن تلگرام‌های جدید، اطلاعات و چت کاربران را ذخیره کردند.

نشت اطلاعات می‌تواند سهل‌انگاری باشد یا عمدی

نوری خاطرنشان کرد: برخی نسخه‌های غیر رسمی تلگرام تحت مالکیت شرکت‌های بزرگتر، شاید متخصص‌های زیادی داشته باشند، اما در بازه‌ای هرکس با هر سطحی از دانش به دلیل کسب درآمد، یک تلگرام ناشناس راه انداخت و اصلا معلوم نبود دیتایی که روی سرور این تلگرام‌ها ذخیره می‌شد، چه سطحی از امنیت را دارد. با فیلتر تلگرام باعث شدیم دیتای مردم به جای اینکه دست تلگرام باشد، دست افرادی باشد که معلوم نیست چه سطحی از دانش دارند و می‌خواهند با این دیتا چه کار کنند. در چنین شرایطی نشت اطلاعات ممکن است به دلیل سهل‌انگاری امنیتی اتفاق بیفتد یا کسی عمدا این کار را انجام دهد.

وی با اشاره به نصب ۲۰ میلیونی پوسته‌های غیررسمی تلگرام در ایران بیان کرد: خطر استفاده از تلگرام‌های غیررسمی هم مانند ویروس کرونا است. اگر خود شما رعایت کنید اما دیگران رعایت نکنند، شما همچنان در خطرید. اگر ۱۰۰ مخاطب داشته باشید که ۱۰ نفر آنها از تلگرام ناامن استفاده می‌کنند، چت‌های شما با ۱۰ نفر دراختیار پوسته‌های تلگرام است و زمانی که یک نفر از دو طرفی که با هم گفت‌وگو می‌کنند، به این پوسته‌ها دسترسی بدهد، اطلاعات دو نفر در معرض خطر است.

این کارشناس فناوری اطلاعات در پاسخ به اینکه اکنون با نشت این اطلاعات چه کاری می‌توان کرد؟ گفت: این دیتا لو رفته و در حال حاضر درباره این اطلاعات نمی‌توان اقدامی انجام داد. اگر فردی اکانت خود را پاک کند و یک آی‌دی جدید بسازد هم با استفاده از شماره می توان به یوزر ‌آی‌دی جدید وی رسید. تنها کاری که می‌توان کرد این است که از پوسته‌های غیررسمی تلگرام استفاده نکنید که از این به بعد اطلاعاتتان لو نرود، زیرا وقتی یک نفر یک تلگرام غیررسمی و ناامن را نصب می‌کند، اطلاعات همه مخاطبانش، گفت‌وگویش با آنها و همه گروه‌ها و کانال‌ها به خطر می‌افتد.

انتهای پیام

چه کسانی بیشترین آسیب را از کرونا دیدند؟



رییس اتاق بازرگانی ایران و چین معتقد است در شرایط فعلی، دولت باید با ارزیابی دقیق از میزان آسیب وارد شده به بخش‌های مختلف، از اقشاری که بیشترین آسیب را دیدند، حمایتی هدفمند داشته باشد.

مجیدرضا حریری در گفت‌وگو با ایسنا، در پاسخ به این سوال که آیا دولت‌های مختلف جهان راهبردی واحد در برابر آسیب‌های اقتصادی کرونا دارند، گفت: در چنین شرایطی آنچه که قطعی است، لزوم ورود دولت‌ها به عرصه و حمایت از اقتصاد و اقشار مختلف جامعه‌شان است؛ اما اینکه این شیوه حمایت چگونه اجرایی شود، قطعا بسته به موقعیت اقتصادی هر دولت و شرایط داخلی کشورهاست.

به گفته وی، آنچه که چین اجرایی کرده لزوما با آنچه که در آمریکا اجرا می‌شود یکی نیست. از سوی دیگر برای مثال بسته دو هزار میلیارد دلاری حمایتی دولت از اقتصاد آمریکا با توجه به حجم و گستردگی اقتصاد این کشور حتی می‌تواند از عدد ۱۰۰ هزار میلیارد تومان ما در داخل ایران نیز کوچک‌تر باشد. از این رو نمی‌توان نقشه دولت‌ها برای مقابله با کرونا را ثابت دید یا از آنها الگوبرداری کرد.

رییس اتاق بازرگانی ایران و چین، با بیان اینکه در ایران دو قشر و گروه بیشترین آسیب را دیده و نیاز به حمایت دارند، اظهار کرد: یکی از این اقشار، حقوق بگیران ثابت همچون کارگران و کارمندان هستند که با توجه به موقعیت اقتصادی به وجود آمده، احتمال بیکار شدنشان وجود دارد. در چنین موقعیتی، دولت اعلام کرده که به کارفرمایان برای جلوگیری از اخراج نیروهایشان وام می‌دهد. این روش شاید کارایی کم‌تری دارد و احتمال ایجاد فضای رانت را نیز بالا می‌برد. در حالی که اگر روی بیمه بیکاری سرمایه گذاری کنیم، حمایت از کارگران به شکل مستقیم انجام می‌گیرد تا این قشر بتوانند این دوران را پشت سر بگذارند.

حریری ادامه داد: گروه دومی که نیاز جدی به حمایت دارند فعالان در عرصه خدمات هستند. بخش قابل توجهی از اقتصاد ما را بخش خدمات مدیریت می‌کند و اگر ما تولید را دریابیم اما خدمات را فراموش کنیم، عملا اقتصاد ما از حرکت می‌ایستد. شرکت‌های فعال در حوزه‌های توزیع خدمات باید فعال بمانند و در این دوره از آنها حمایت جدی شود.

به گفته وی، کارگران روزمزد، صاحبان مشاغل فصلی و افرادی که درآمد ثابت ندارند و در این دوره آسیب دیده‌اند نیز دیگر اولویت جدی در حمایت‌ها به شمار می‌روند.

رییس اتاق بازرگانی ایران و چین در پاسخ به این سوال که آیا منابع مالی دولت، امکان حمایت از این اولویت‌ها را فراهم می‌کند، گفت: دولت ما با توجه به تحریم‌ها و مشکلات، پیش از کرونا نیز با محدودیت منابع مالی مواجه بود و امروز باید دید برای این حمایت چه منابعی فراهم خواهد شد. ما در برخی مشکلات اقتصادی، نیاز به راه حل‌های سیاسی داشتیم و با ورود کرونا این امید وجود دارد که با همدلی و هم‌نظری، تصمیماتی اتخاذ شود که به ورود منابع مالی به کشور و کاهش مشکلات تحت تاثیر این ویروس کمک کند.

به گزارش ایسنا، پس از همه گیر شدن کرونا، بسیاری از دولتها اعلام کرده‌اند که به منظور جلوگیری از تبعات اقتصادی ناشی از آن، به اقتصادشان منابع مالی جدید تزریق می‌کنند.
در ایران نیز دولت اعلام کرده در کنار برخی تسهیلات، منابع مالی جدیدی را به اقتصاد وارد خواهد کرد.

انتهای پیام

از تردد در مرزها چه خبر؟



طبق اعلام گمرک، مرزهای ایران به سمت عراق به غیر از منطقه اقلیم کردستان همچنان بسته است و مرز رسمی باشماق در کلیه رویه‌های گمرکی صادرات، واردات، ترانزیت مبداء و مقصد و خروج سوخت فعال بوده و تاکنون تعطیلی نداشته و بی‌وقفه در حال فعالیت است.

به گزارش ایسنا،  سیدروح‌الله لطیفی – دبیر شورای اطلاع‌رسانی گمرک – گفت: در حال حاضر حدود ۴۵۰ کامیون حامل سوخت در صف خروج هستند و در روز گذشته (سوم فروردین) خروج ۱۱۴ کامیون سوخت و صادرات،  ۳۹۴ کامیون و ترانزیت خروجی و ۳۹ کامیون را در گمرک باشماق شاهد بودیم.

وی افزود: بازارچه مرزی سیرانبند بانه در استات کردستان کماکان از سوی  عراق تعطیل است.

به گفته لطیفی، در مرز پرویزخان استان کرمانشاه نیز گمرک به صورت شبانه‌روزی فعال است و بیش از ۵۳۰ دستگاه کامیون در ۲۴ ساعت گذشته کالای صادراتی به عراق داشتند که از این تعداد ۵۰۹ دستگاه کامیون کالای صادرلتی و ۲۸ دستگاه نیز سوخت به عراق صادر کردند.

سخنگوی گمرک اظهار کرد: بار تراتزیتی تخم مرغ از مبدا نخجوان به کردستان عراق نیز از امروز امکان ورود به کشور از مرز پلدشت را دارند.

به گفته وی، مرزهای کشور با ترکیه نیز همچنان بسته است و صرفا کامیون‌های ترکیه‌ای که نتوانستند از مرزهای سرخس به ترکمنستان بروند مجبور به بازگشت به کشورشان از مرز بازرگان شدند و کامیون‌های ایرانی نیز از ترکیه وارد کشور شدند.

لطیفی یادآور شد: رایزنی‌هایی نیز برای ورود کامیون‌های ایرانی که در کشورهای ثالث منتظر ورود به ترکیه و بازگشت به ایران هستند صورت گرفته که منتظر ورود آنها به خاک ترکیه هستیم.

دبیر شورای اطلاع‌رسانی گمرک همچنین گفت: مرز با ارمنستان همچنان بسته است ولی بر اساس تصمیم دولت ایروان برخی از کالاها به لیست تجارت با ایران اضافه شده است.

او ادامه داد: مرز با جمهوری نخجوان برای ورود کالاهای تجاری فعال است. همچنین مرزهای زمینی، دریایی و ریلی با کشور آذربایجان در بخش تجاری همچنان با رویه روزهای قبل فعال است و ترانزیت کالا به روسیه نیز از خاک آذربایجان بدون مشکل در حال انجام است.

طبق گفته لطیفی، مرزهای کشورمان با ترکمنستان همچنان مسدود است و صرفا از طریق ریل برخی از کالاهای غیر خوراکی و از مرز سرخس در حال جابجایی است. محموله کمک‌های بهداشتی کشور ترکمنستان به وزن ۱۶ تن نیز امروز از مرز لطف آباد وارد کشور شد.

او افزود: مرزهای تجاری کشور با افغانستان همچنان باز است و با وجود کاهش ورود کالاهای تجاری به مناسبت نوروز همچنان فعالیت مرزهای منتهی به افغانستان در حال انجام است.

به گفته سخنگوی گمرک،  مرزهای پاکستان با ایران  همچنان بسته است ولی محموله‌های کالاهای اساسی به بندر چابهار در استان سیستان و بلوچستان در حال ورود و تخلیه و بارگیری است و شاهد پهلوگیری شناوری با بار ۷۰ هزار تنی گندم بودیم.

او همچنین اعلام کرد: سایر بنادر به غیر از مقاصد کویت و امارات عادی است و قطر نیز همچنان شناورهای فلزی یخچال‌دار را پذیرش می‌کند.

لطیفی از ورود محموله موز به بوشهر از روز گذشته خبر داد و اظهار کرد: حضور پرسنل گمرک در سطح گمرکات استان بوشهر در قالب کشیک حضور دارند ، فعالیت از روز عید کاهش پیدا کرده اما در گمرک بوشهر در حال حاضر واردات و صادرات در حال انجام است؛ به نحوی که با تخلیه و ترخیص کشتی موز در روز گذشته شاهد ورودی بیش از ۱۰۰ کامیون بودیم صادرات کالاهای پتروشیمی از طریق گمرک انرژی پارس جنوبی نیز روند صادرات در حال انجام است.

به گفته او،  گمرک دیر نیز از فردا صادرات به سمت قطر را  شروع می‌کند. گمرک خارک هم طبق معمول سابق و با هماهنگی که ایجاد می‌شود در حال فعالیت است. در  سایر گمرکات ورودی نداریم و تردد با کشورهای حاشیه خلیج فارس هم نداریم.

انتهای پیام

باید برای خرید گوشت چه نکاتی را باید رعایت کنیم؟



مدیرعامل اتحادیه گوشت گوسفندی درباره نکاتی که بایستی حین خرید گوشت توسط مشتری و فروشندگان در این ایام رعایت شود، توضیحاتی ارائه داد.

علی اصغر ملکی در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: ذبح گوشت زیر نظر دامپزشک صورت می گیرد و بعد  از آن گوشت ۲۴ ساعت در پیش سرد قرار گرفته و اگر بار میکروبی داشته باشد از بین می رود و بعد از آن به مغازه ها منتقل می شود.

وی با بیان اینکه خوشبختانه ویروس کرونا بین انسان و دام مشترک نیست افزود: البته ما به اعضای اتحادیه گوشت گوسفندی توصیه های لازم را کرده ایم. به فروشندگان گوشت توصیه کرده ایم که بهداشت فردی را رعایت کرده و تا حد امکان حین انجام کار از ماسک و دستکش استفاده کنند. همچنین از مردم نیز درخواست می کنیم که داخل مغازه ازدحام نکنند و اگر به صورت حضوری برای خرید گوشت مراجعه کردند حتما خارج از مغازه بایستند تا سفارششان آماده شود.

مدیرعامل اتحادیه گوشت گوسفندی اضافه کرد: همچنین از مغازه داران نیز درخواست کردیم که اگر امکان خرید غیرحضوری وجود دارد، این اقدام را انجام دهند؛ یعنی مردم به قصاب گوشت مورد نظر خود را سفارش دهند و قصاب نیز گوشت را برایشان بفرستد.

به گفته وی مشتریان تا جایی که امکان دارد نباید وجه نقد بپردازند و برای پرداخت هزینه اقلام خریداری شده حتما از کارت بانکی استفاده کنند.

مراکز عرضه و تولید گوشت تا ۲۹ اسفند فعال است

ملکی با بیان به اینکه توقف صادرات گوشت گوسفند باعث شد که گوشت گوسفند در کشور باقی بماند، اظهار کرد: در یکی دو روز گذشته که مردم نگران قرنطینه بودند، تقاضا برای گوشت گوسفندی بالا رفت، ولی همانطور که مسئولان هم اعلام کردند قرنطینه اتفاق نخواهد افتاد و مشاغل مربوط به ارزاق اولیه مردم تعطیل نخواهد شد. به همین دلیل مراکز عرضه و تولید گوشت تا ۲۹ اسفندماه فعالیت دارند و هیچ مشکلی در زمینه تامین گوشت در بازار وجود ندارد.

انتهای پیام

در نشست ۱۷۸ اوپک چه می‌گذرد؟



یکصدوهفتادوهشتمین نشست اوپک امروز به‌صورت فوق‌العاده در مقر این سازمان در وین آغاز به‌کار کرد.

به گزارش ایسنا، افتتاحیه یکصدوهفتادوهشتمین نشست اوپک امروز (پنجشنبه، ۱۵ اسفندماه) با حضور وزیران نفت کشورهای عضو این سازمان و هیئت‌های همراه آغاز شد. نشست پشت درهای بسته نیز  پس از نشست افتتاحیه برگزار می‌شود.

نمایندگان رسانه‌های حاضر در وین قرار است این نشست را به دلیل شیوع ویروس کرونا به‌صورت ویدئوکنفرانس و از محل اختصاص‌یافته در هتل کمپینسکی پیگیری کنند.

بیژن زنگنه پیش از ترک هتل محل اقامت خود برای شرکت در یکصدوهفتادوهشتمین نشست اوپک در جمع خبرنگاران درباره میزان کاهش تولید نفتی که قرار است در این نشست توافق شود، اظهار کرد: رقم‌های مختلفی برای کاهش تولید مطرح است، اما نمی‌توانم اعلام کنم.

وی در پاسخ به اینکه تأثیر ویروس کرونا بر بازار نفت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ افزود: مشخص است که این ویروس سبب کاهش تقاضا و عدم توازن میان عرضه و تقاضا شده و در این نشست درباره این موضوع بحث خواهیم کرد.

وزیر نفت درباره اینکه آیا کاهش یک میلیون بشکه نفت مطرح شده است، تصریح کرد: میزان کاهش تولید نفت هنوز قطعی نشده است و باید روی این موضوع بحث کنیم. تلاش می‌شود راهی برای کمک به بازار بیابیم تا وضع آن متوازن شود.

زنگنه در پاسخ به این پرسش که آیا ایران از تأثیر ویروس کرونا بر تقاضای نفت غافلگیر شده است، گفت: خیر. تاثیر آن بر بازار نفت  عادی است.

اما نشست کمیته وزارتی نظارت بر توافق اوپک و غیراوپک (JMMC) دیشب بدون نتیجه به‌کار خود پایان داد. روسیه با پیشنهاد کاهش بیشتر تولید نفت که مورد حمایت عربستان سعودی و سایرین قرار دارد، مخالف است و پیشنهاد کرده توافق فعلی کاهش تولید اوپک پلاس تا پایان سه ماهه دوم امسال اجرا شود، در حالی که برخی اعضای اوپک مایل بودند روزانه یک تا ۱.۵ میلیون بشکه دیگر به کاهش تولید اضافه شود.

صعود قیمت نفت در آستانه نشست اوپک

از سوی دیگر قیمت نفت در معاملات روز پنج شنبه بازار جهانی پیش از نشست وزیران اوپک و امیدواری بازار به توافق این تولیدکنندگان برای کاهش بیشتر تولید نفت و تعدیل اثرات منفی شیوع ویروس کرونا بر بازار، بیش از یک درصد افزایش پیدا کرد و بهای معاملات آتی نفت برنت ۶۷ سنت معادل ۱.۳ درصد افزایش یافت و به ۵۱ دلار و ۸۰سنت در هر بشکه رسید.

بهای معاملات آتی وست تگزاس اینترمدیت آمریکا ۵۵ سنت معادل ۱.۲ درصد افزایش یافت و به ۴۷ دلار و ۳۳ سنت در هر بشکه رسید. به گفته تحلیلگران، قیمتهای نفت از رشد کمتر از حد انتظار ذخایر نفت آمریکا پشتیبانی شدند. همچنین بازار منتظر است گروه اوپک پلاس برای تعدیل اثرات منفی شیوع ویروس کرونا بر تقاضای جهانی، میزان عرضه خود را محدودتر کرده و به این ترتیب از قیمتها حمایت کند.

آمار اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان داد ذخایر نفت آمریکا در هفته منتهی به ۲۸ فوریه رشد کمتر از حد انتظاری داشته است در حالی که صادرات این کشور برای نخستین بار از دسامبر به بیش از چهار میلیون بشکه در روز افزایش یافت.

نشست رسمی وزیران نفت اوپک امروز پنجشنبه برگزار شده و سپس روز جمعه آن‌ها به همراه متحدانشان شامل روسیه پای میز مذاکره خواهند نشست. عربستان سعودی و سایر اعضای اوپک به دنبال جلب موافقت روسیه با کاهش بیشتر تولید نفت به منظور تقویت قیمتها هستند که از زمان شیوع ویروس کرونا و ضعیف شدن تقاضا برای نفت یک پنجم افت کرده اند. به گفته منابع آگاه، روسیه در عوض پیشنهاد کرده است توافق فعلی کاهش تولید اوپک پلاس تا پایان سه ماهه دوم امسال اجرا شود.

مذاکره اوپک برای تمدید یک ساله کاهش تولید نفت

از سوی دیگر وزیر انرژی گینه استوایی اعلام کرده بود اوپک و متحدانش در نشست جاری علاوه بر کاهش بیشتر تولید به منظور مقابله با تاثیر بیماری کووید ۱۹ بر تقاضا برای نفت، ممکن است تمدید توافق فعلی کاهش تولید را به مدت یک سال دیگر بررسی کنند.

اوپک، روسیه و ۹ کشور غیرعضو اوپک که به گروه اوپک پلاس معروف هستند، در چهارمین سال توافق کاهش تولید نفت هستند که هدف آن تقویت قیمتها بوده است. این گروه در دسامبر با ۱.۷ میلیون بشکه در روز کاهش تولید موافقت کردند که مدت اجرای آن تا پایان ماه میلادی جاری است.

گابریل اوبیانگ، وزیر انرژی گینه استوایی پیش از نشست رسمی وزیران اوپک در وین به خبرنگاران گفته بود: برنامه اولیه ما این بود که در سال ۲۰۲۰ بتوانیم محدودیت عرضه را تسهیل کنیم اما شیوع ویروس کرونا وضعیت را تغییر داد و بنابراین درباره پایان زودهنگام توافق جای بحث نیست.

گینه استوایی کوچکترین عضو اوپک است که در حال حاضر حدود ۱۲۰ هزار بشکه در روز نفت تولید می کند. این کشور آفریقای مرکزی امیدوار بود تولیدش را تا پایان سال ۲۰۲۰ با افزایش تولید پروژه های جدید دو میدان آسنگ و سیبا و جبران افت تولید میادین زافیرو و آلبا به میزان ۲۰ هزار بشکه در روز افزایش دهد.

ادامه دارد

مجوز جدید دولت برای ترخیص خودروهای در گمرک مانده تا چه اندازه کارگشاست؟- اخبار اقتصادی – اخبار تسنیم


به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، در حال حاضر بازار خودروی کشور در شرایط بسیار نامطلوبی قرار دارد؛ از یک سو خودروهای داخلی با افزایش قیمت غیرقابل توجهی مواجه شده‌اند و از طرف دیگر واردات خودروهای خارجی نیز ممنوع بوده و به این ترتیب عملا خودرو به یک کالای سرمایه و غیرمصرفی تبدیل شده است.

نگاهی به آمارهای بازار خودرو نشان می‌دهد، در سال 96 که شرایط تعادلی در بازار خودرو برقرار بود، حدود 75 هزار دستگاه خودرو خارجی وارد کشور می‌شد و تولید سالانه خودروسازان داخلی نیز نزدیک به 1.5 میلیون دستگاه بود. این درحالی است که امروز شرایط به طور کلی تغییر کرده و ظاهرا چشم‌انداز مشخصی برای بازار خودرو قابل ترسیم نیست.

پس از تحولات ارزی کشور در ابتدای سال 97 تعداد قابل توجهی خودرو در گمرکات کشور دپو شد که حتی برخی آمارها از وجود 13 هزار خودرو خارجی که به دلایل مختلف امکان ترخیص پیدانکرده بودند، خبر می‌داد.

بر این اساس، یکی از مشکلات مهم در مسیر ترخیص این خودروها عدم وجود مجوز ثبت سفارش بود. هیئت دولت، برای برطرف شدن این مشکل در دو مرحله امکان ترخیص تعدادی از این خودروها را فراهم کرد و در حال حاضر حدود 5 هزار دستگاه خودرو در گمرک دپو شده است. این خودروها با انواع و اقسام مشکلات از جمله نبود بازه زمانی برای ترخیص، نبود مجوز ثبت سفارش، مشکلاتی در استاندارد و همچنین مباحث قضائی روبه‌رو هستند.

چندی قبل  بود که خبری در رسانه‌ها مبنی بر مجوز وزارت صمت برای ترخیص حدود 1048 دستگاه خودرو صادر شد. این خودروها ظاهرا تمام مراحل  تشریفات گمرکی را به پایان رسانده و به آن طور که قائم مقام وزارت صمت اعلام کرده بود به دلیل نبود وسیله حمل از گمرک خارج نشده بودند. در نهایت مدت زمان مصوبه دولت به پایان رسید و وزارت صمت مجوز ترخیص این خودروها را صادر کرد و با ورود رسانه‌ها مجموعه وزارت صمت از این تصمیم عقب نشینی کرد و مجوز صادره برگشت خورد.

اما حالا ظاهرا با پیگیری مجموعه گمرک و وزارت اقتصاد، هیئت دولت برای بار سوم مجوز جدیدی برای ترخیص  خودروهای دپو شده صادر کرده است. بر اساس این مجوز قطعا 1048 خودروی محل بحث ترخیص خواهد شد اما سؤالی که اینجا مطرح است این است که آیا این دست مجوزها پاسخ دقیقی برای بازار ملتهب خودروی کشور است؟ در واقع چگونه است که بعد از صدور چندین مجوز دولت همچنان نیمی از خودروها در گمرک باقی مانده‌اند؟

چالش اصلی که در خصوص این مجوزها قابل طرح است این است  که به نظر می‌رسد  این مجوزها تنها مشکلات عده‌ای خاص را حل می‌کند و یک پاسخ ریشه‌ای به معضل بازار خودرو کشور نیست. توجه داشته باشیم که امروز در اثر ناهماهنگیهای موجود میان دستگاههای متولی حداقل 2 سال است که ممنوعیت برای واردات خودرو ایجاد شده، خودروهای مختلفی در گمرک دپو شده‌اند و حتی با صدور مجوزهای جدید هم نه مشکل دپو کالا در گمرک حل می‌شود و نه بازار خودروی کشور آرام می‌گیرد.

هرچند به نظر میرسد دولت، بایستی برای حل و فصل معضل خودرو یک تصمیم جامع لحاظ کند اما ظاهرا به دلیل عدم جامعیت در تنظیم مصوباتی از جنس مصوبه‌ای که اخیرا تصویب شد تنها به نیاز بخش بسیار محدودی از بازار پاسخ داده می‌شود و مشخص نیست در وهله اول تکلیف خودروهای موجود که با این مجوز هم ترخیص نمی‌شوند چه می‌شود و در وهله دوم چه تدبیری برای بازار خودروی کشور که امروز با ضعف گسترده عرضه مواجه است اندیشیده می‌شود.

انتهای پیام/