یادداشت| حق صنعت برق را از صنایع پرمصرف بگیرید- اخبار اقتصادی – اخبار تسنیم


خبرگزاری تسنیم – اقتصاد صنعت برق یک چرخه معیوب از درآمدها و هزینه‌های ناتراز این صنعت است. بسیاری از چالش‌ها و مشکلات این صنعت عملا برآیندی متفاوت از همین چرخه بحران‌زا محسوب می‌شوند. نگاهی به پتانسیل‌ها و ظرفیت‌های صنعت برق به درستی نشان می‌دهد که اگر این صنعت در چارچوب اقتصادی و بر مبنای ساختارهای عرضه و تقاضا قرار می‌گرفت و می‌توانست توازن دخل و خرج خود را مانند یک بنگاه اقتصادی مدیریت کند، قطعا پیشرو بودنش در ساخت داخل و صادرات برق، تجهیزات و خدمات فنی و مهندسی مانند سال‌‎‎های گذشته استمراری پایدار داشت و زمینه‌ساز توسعه اقتصادی و صنعتی کشور می‌شد.

مشکل اما از جایی شروع شد که نگرش سیاستگذاران به برق به عنوان یک خدمت عمومی در برنامه ریزی‌های کلان این صنعت به شکلی عمیق و موثر، نفوذ کرد. به این ترتیب برق که یک کالای اقتصادی با قیمت تمام شده و هزینه تولید مشخص است، بر مبنای رویکردی که آن را یک خدمت عمومی می بیند، با بهای یارانه ای و با نرخی بسیار پایین تر از بهای واقعی اش به مشترکین عرضه شد و این روند همچنان ادامه دارد. اگر چه دولت در این سال ها مسئولیت پرداخت مابه‌التفاوت قیمت تمام شده و تکلیفی برق را عهده دار شده، اما متاسفانه در دوران رکود و کسری بودجه، از پرداخت این مبالغ باز مانده است. در نهایت وزارت نیرو علیرغم مطالبات چند ده هزار میلیارد تومانی اش از دولت، با بدهی های گسترده ای به بخش خصوصی، تولیدکنندگان برق و سیستم بانکی مواجه شده است.  

آنچه که در این چرخه معیوب باید به شکل جدی مورد بازنگری قرار گرفته و سیاست های جدیدی برای آن تدوین شود، مساله یارانه‌های گسترده‌ای است که بر روی قیمت برق به مشترکین مختلف تعلق می‌گیرد. در گام نخست، مشترکین پرمصرف، می‌توانند به عنوان اولین جامعه هدف برای اصلاح قیمت‌ها و تغییر تعرفه برق عرضه شده، مد نظر قرار گیرند.

در این میان البته صنایع پرمصرف حکایت متفاوتی دارند. این صنایع که عمدتا محصولاتی از جنس منابع طبیعی کشور دارند، ماهیتا انرژی بر هستند. برق، آب و سوخت در ایران با یارانه بسیار بالا به مشترکین عرضه می شود، به این ترتیب این دست از صنایع بالاترین سهم را از یارانه های آشکار و پنهان آنرژی می برند.

داستان صنعت برق و صنایع انرژی بر یک سکه با دو روی متفاوت است. در یک روی سکه صنایعی مانند مس، فولاد و پتروشیمی‌ها را می بینیم که با بالاترین میزان سوآوری، به دنبال سهم خواهی بیشتر از سیاست‌های حمایتی هستند و عمدتا از رانت‌های گسترده در حوزه‌های مختلف برخوردارند. در روی دیگر سکه اما این دست از صنایع علاوه بر اینکه بر پایه سرمایه‌های ملی و منایع غنی زمینی و زیرزمینی بنا نهاده شده‌اند، برای تولید محصولاتی که اساسا مواد اولیه صنایع ساخت محور هم محسوب می‌شوند، از یارانه گسترده‌ای در انرژی بهره می‌گیرند. این یارانه از بطن صنایع زیرساختی مانند برق به صنایع مس، فولاد، پتروشیمی و … تزریق می شود، اما در نهایت سود حاصل از دریافت این میزان یارانه پنهان که گاه سالانه از مرز هزارها میلیارد تومان می‌گذرد، در سفره آنها باقی می‌ماند و به جای توزیع در همه بخش‌های مرتبط صنعتی، یک صنعت را پربازده جلوه می‌دهد.

جالب تر اینکه همین صنایع، فارغ از منافع ملی و دینی که بابت بهره برداری گسترده از منابع کشور به گردن دارند، محصولات خود را به جای عرضه ارزان‌ و رقابتی به صنایع ساخت محور داخلی، با قیمتی گزاف‌تر از بازارهای بین‌المللی به آنها عرضه می‌کنند.

نکته حائز اهمیت این است که صنایع ساخت محوری نظیر سازندگان تجهیزات صنعت برق، با زنجیره تامین بسیار گسترده و محصولاتی با ارزش افزوده بسیار بالا، قادرند در صورت فراهم شدن زمینه‌های لازم از جمله خرید اعتباری مواد اولیه نظیر مس یا فولاد، رونق را به تولید و صادرات کشور بازگردانند. اما بخشی‌نگری و سودخواهی صنایع بالادستی تا امروز همه این فرصت‌ها را از بین برده است.

مساله اینجاست که چرا باید سیاست‌ها به نحوی تنظیم شود که یک صنعت علاوه بر بهره‌مندی از منابع ملی و فروش محصولاتش با قیمت‌های جهانی، تا این سطح از یارانه‌های انرژی بهره مند شود؟ چرا این امکان ایجاد نشده که با افزایش قیمت برق و کم شدن بخشی از حاشیه سود سرشار این دست از صنایع، رمق از دست رفته صنعت برق تا حدی بازگردانده شود؟

آنچه در تصمیم‌سازی‌های کلان صنعتی کشور باید مد نظر قرار گیرد این است که بخشی از سود صنایع پرمصرف، در حقیقت پولی است که باید در وزارت نیرو صرف توسعه زیرساخت های صنعت برق، تعریف پروژه‌های جدید و بازآفرینی رونق در این صنعت شود.

اگرچه نگرانی‌ها بابت واقعی کردن قیمت برق و عواقب آن برای مشترکین به ویژه بخش خانگی و اقشار کم درآمد قابل درک است اما قطعا باید الزامات و ضرورت‌های صیانت از ظرفیت‌ها و سرمایه‌های صنعت برق را هم در نظر گرفت. نباید این مساله را فراموش کرد که اگر چرخ این صنعت از حرکت بازبماند و یا حتی به پایداری شبکه تامین برق خدشه‌ای وارد شود، موج گسترده‌ای از نارضایتی، در پی خاموشی‌ها ایجاد خواهد شد و صنایع، مراکز درمانی، موسسات اداری و مالی و عملا همه بخش‌های زندگی، کسب و کار و رفاه مردم و در نهایت امنیت کشور با مخاطرات جدی مواجه می‌شود.

اگر امروز دولت، مجلس و سایر نهادهای تصمیم‌ساز به دلیل شرایط سخت اقتصادی کشور امکان افزایش قیمت برق برای مشترکین خانگی، صنعتی و تجاری را ندارند، حداقل می‌توانند با نگاهی ملی، بخشی از سود صنایع پرمصرف را بکاهند و اجازه دهند صنعت برق پس از این همه بحران نفس راحتی بکشد. این یک خواسته صنفی یا صنعتی نیست، بلکه درخواستی برای حفظ یک ظرفیت ملی است که ابعادی به گستردگی کل کشور دارد. در حال حاضر نه تنها اشتغال دولتی و خصوصی این صنعت، بلکه پایداری در تولید، انتقال و توزیع و تامین مستمر و باکیفیت برق برای مردم در سایه بخشی نگری برخی صنایع بالادستی به شدت به خطر افتاده است. لذا باید بپذیریم که تعرفه‌گذاری منصفانه و عقلایی برای برق صنایع پرمصرف و سودآور، یک اقدام ملی است، نه یک تصمیم صنفی.

* علی بخشی – رییس هیات مدیره سندیکای صنعت برق ایران

انتهای پیام/

یادداشت| در اینجا فقط یک صدا شنیده می‌شود…- اخبار اقتصادی – اخبار تسنیم


خبرگزاری تسنیم، چین، کشوری با بزرگترین جمعیت دنیا، دومین اقتصاد بزرگ جهان و سومین کشور از نظر بزرگی مساحت، این روزها حال خوبی ندارد و در یک نبرد سخت با یکی از کوچکترین جانداران این کره‌ی خاکی، یعنی ویروس کروناست.
کرونا ابتدا در شهر ووهان، مرکز استان هوبی چین شیوع پیدا کرد و از اولین روزهای سال نوی چینی این منطقه بصورت کامل قرنطینه شد. چینی‌ها امسال عید نداشتند ولی همدلی و وحدتی مثال زدنی در مبارزه با این بیماری داشته و دارند که به عنوان الگویی می‌تواند مورد توجه ملتهای دیگر دنیا قرار گیرد.
در ووهان شرایط زمان جنگ اعلام شده است، اما نکته‌ای که توجه انسان را به خود جلب می نماید این است که مردم این شهر در فضاهای مجازی به جای انتقاد از یکدیگر و به دنبال یافتن مقصر، در حال دادن دلداری به یکدیگر هستند. هر چند که هر روزه چند صد نفر در این شهر بخاطر ابتلا به این بیماری جان خود را از دست می دهد، ولی در پستهای ویچت به عنوان شبکه اصلی اجتماعی آنها، کسی از تعداد فوت شده‌ها صحبتی به میان نمی آورد و تنها موضوعی که به آن اهمیت می دهند همانا تعداد بهبود یافته‌هاست. خبری از عکس های قربانیان کرونا  در پست‌های کاربران مشاهده نمی‌شود، اما یک جمله خیلی به چشم می‌خورد ، جمله‌ی “ووهان قوی باش، چین  قوی باش” جمله‌ای است که می‌توان گفت به ترند اول فضای مجازی چین تبدیل شده و اتباع بسیاری از کشورهای دیگر نیز به تاسی از آنها کلیپ‌هایی را در این خصوص درست کرده‌اند.
فرد فرد چینی ها بر اساس فرهنگ سخت کوشی شان سعی دارند که در حد توان خود خدمتی به دیگران ارائه دهند. از ارائه خدمات رایگان توسط رانندگان تاکسی به پزشکان و پرستاران گرفته تا هتل‌ها و خانه هایی که درهایشان را بر روی آنها باز می‌کنند. چه قدر زیباست که هر کسی سعی بر آن دارد که به جای ایراد گرفتن و دلسرد کردن دیگران تلاش می‌کند تا دیگری را به وجود فردایی بهتر تشویق کند.
در اینجا صداها خیلی واضح شنیده می‌شوند؛ چرا که در واقع تنها یک صدا است که شنیده می‌شود و آن صدای مردم چین است. این صدا با صدای آمریکا، بی بی سی، ایران اینترنشنال و … که  مشخص نیست بیانگر منافع چه کسی است درهم آمیخته نمی‌شود.
حتی زمانیکه دولت چین، علیرغم کمبود شدید ماسک در بازار، اعلام کرد، افرادی که فاقد ماسک هستند از حق استفاده از وسایل نقلیه‌ی عمومی محروم خواهند بود، آنها با اعتماد به دولت خود فقط اطاعت کردند و کسی به دنبال سرکشی از تصمیمات دولت نداشت.
این روزها آهنگ اتحاد و وحدت ملی در بین همه چینی‌ها شنیده می‌شود، حتی هنرمندان و سلبریتی‌های چین که به صورت یکپارچه آهنگ “باور داشته باشید که عشق پیروز می‌شود” را برای چین و ووهان خواندند. حتی یکی از معروفترین سلبریتی‌های دنیا یعنی جکی جان نیز سعی می‌کند در این موضوع سهم داشته باشد و تمام تلاش خود را می‌کند تا از طریق این آهنگ به مردم روح امید را بدمد و اینکه از این مبارزه پیروز بیرون خواهند آمد. چقدر زیباست که در بحبوحه خبری چین، خبری از سلفی سلبریتی‌ها با کودکان نیست، و همه آنها در جهت ایجاد امید در میان مردم خود گام بر می‌دارند.
در بحبوحه اخبار شیوع فزاینده بیماری، کسی به فکر فرار و یا شانه خالی کردن از مسئولیت نیست. رهبران و دولتمردان کشور به‌صورت شبانه روز بر سر پست‌های خود حاضرند و نه تنها  به فکر فرار نیستند، بلکه هر کدام با تمام وجود سعی می‌کنند که هر چه سریعتر اوضاع را به حالت اول بازگردانند. وقتی خبر از بی‌تدبیری و کوتاهی مدیری می‌رسد، سریعا عزل شده، تا مدیران لایق‌تر بر سر کار بیایند. وعده‌های دولتمردان خیالی نیست، وقتی که قول ساخت دو بیمارستان مجهز هزار تختخوابی را در عرض 10 روز می‌دهند ، وعده خود را حتی بدون ساعتی تاخیر به انجام می‌رسانند.
  نیروهای مسلح چین هم در کنار مردم به کمک مبارزه با این بیماری شتافته و از تمام توان خود جهت کمک به بیماران استفاده می کنند.
چه بسیار پدران و مادران کادر پزشکی و پرستاری که برای کمک به کشور خود، بیمارستان‌ها و یا استراحت حداقلی در هتل‌ها را به آغوش گرم خانواده ترجیح دادند تا به مهار این بیماری کمک کنند.
این شوق زندگی، این شور و شعف مردم چین انسان را به یاد دفاع مقدس 8 ساله ایرانیان می اندازد. ایرانیانی همچون یکی از ایرانیان ساکن ووهان نیز وجود دارند که خدمت به کادر پزشکی این شهر را به بازگشت به آغوش گرم خانواده خود در ایران ترجیح دادند و نباید به فراموشی سپرده شوند. مردمان ایران زمین نیز در عرصه های مختلف تاریخ این شور و شعف را نه از جنبه مادی بلکه از جنبه معنوی آن تجربه کرده اند و این حوادث به عنوان تلنگری است به دیگران که بنی آدم اعضای یکدیگرند – که در آفرینش ز یک گوهرند- چو عضوی به درد آورد روزگار – دگر عضوها را نماند قرار. آری، در دوره سختیها، باید بجای ایراد گرفتن از یکدیگر و به دنبال مقصر گشتن باید به دنبال دلداری دادن به یکدیگر بر اساس اصل اعتماد و وحدت ملی باشیم و یا  حتی  اگر کمکی از دستمان بر نمی آید حداقل شانه ای باشیم برای درد و دل یکدیگر.

* پریسا شاه بیگ

انتهای پیام/

یادداشت| ضرورت ایجاد مراکز نوآوری بخش تعاون- اخبار اقتصادی – اخبار تسنیم


به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، البرز محمدی، مدیر کل دفتر تعاونی های تولیدی مرکز نوآوری طی یادداشتی به ضرورت ایجاد مرکز نوآوری بخش تعاون پرداخت و نوشت:بخش تعاون همواره ورود به عرصه های نو اقتصادی را به عنوان استراتژی توسعه گرا مد نظر داشته و سعی کرده تا از ارائه الگوی پیش برنده در پهنه های نوین سرمایه گذاری به عنوان ابزار ترویجی علمی در شناساندن بخش تعاون به جامعه هدف خاص حظ و بهره کافی ببرد. ارائه الگوی روستا تعاون،تعاونی های خدمات بهداشتی،دهیاری ها و توسعه عمران شهرستانی و… از جمله این الگوهای پیشرو در بازه زمانی مربوط و فضای عمومی کشور بوده اند.

 در حال حاضر حمایت کلیه مقامات عالی کشور از اقتصادی دانش بنیان و علم و عمل محور فضای حرکت بخش تعاون را به سوی فعالیت های اقتصادی دانش پایه و نوبنیان را فراهم کرده است که ایجاد مراکز نوآوری بخش تعاون به عنوان هسته محرک و پیش برنده الگوی دانش محور تعاونی قطعا تاثیر بسزایی در ایجاد و شکل گیری تیم های کاری و دانش بنیان در بخش تعاون خواهد داشت.

 مراکز نوآوری در اکو سیستم نوآوری، بین اکو سیستم استارت آپی و هسته اصلی کسب  و کارها و سازمان بزرگ قرار دارند که با مدیریت تعاونی این نوع مراکز می توان هسته اولیه تعاونی ها را در این مراکز شکل و ساماندهی کرد.

 مراکز نوآوری با همان ایده جذب خلاقیت ها و نوآوری های افراد ایجاد می شوند و به دنبال عرضه یک محصول به بازار هستند. البته محصولی که بر مبنای دانش و پژوهش ساخته شده است. آن ها با تأمین بودجه فعالیت خود از شرکت هایی که به آن ها وابسته اند و یا شرکت هایی که طرح ها را به آن ها می فروشند به حیات خود ادامه می دهند. البته سهمی از بودجه در نظام حاکم هر حکومتی هم دارند.

مرکز نوآوری مرکز است متشکل از یک یا چند تیم نوآور که با هکاری مراکز تحقیقاتی و شرکت های متقاضی محصولات جدید در یک تخصصی در چارچوب برنامه ای بلند مدت با هم همکاری می کنند.

مراکز نوآوری اهدافی از جمله ایجاد زمینه مناسب برای به روز خلاقیت و بستری برای رشد و پرورش ایده های نو بر مبنای دانش ،حمایت از طرح های پژوهشگران،محققان،دانشجویان کمک به شکل گیری و حیات شرکت های دانش بنیان،ایجاد بستر مناسب برای کارآفرینی، اشتغال و تجاری سازی محصولات،تولید فن آوری و خروج از مونتاژکاری،ایجاد ارتباط بین دانشگاه،صنعت و دولت و تأمین سرمایه های مادی و معنوی،ایجاد شود و انگیزه جهت نوآوری در علوم مختلف اعم از علوم حاضر و جدید،گسترش فناوری و ایجاد بستر تجاری سازی در زمینه های مختلف(خروج از فرهنگ تک محوری بودن و ترک عادت تولیدفقط در یک زمینه خاص) را دنبال می کنند.

 از جمله وظایف مراکز نوآوری شناسایی نخبگان،پژوهشگران و محققان توانمند و تشکیل گروه های پزوهش و شرکت های همکار و تشکیل تیم صنعتی یا مشارکت و حمایت از آن ها،ایجاد لینک بین هسته پژوهش و شرکت همکار،تأمین نیازها،رصد اتفاقات و پیشرفت های انجام شده، تجاری سازی محصول نهایی،معرفی آن به بازار با استفاده از کمک شرکت همکار،تشویق افراد به تأسیس شرکت های دانش بنیان و حمایت از ایشان است.

مراکز نوآوری در بخش تعاون با مشارکت شتاب دهنده ها و مراکز دانشگاهی معتبر و با هدف ایجاد زمینه مناسب برای بروز خلاقیت و فراهم کردن بستر رشد و پرورش ایده های نو بر مبنای دانش و ایجاد بستر مناسب برای کارآفرینی،اشتغال و تجاری سازی محصولات تعاونی نوبنیاد پزوهشگران،محققان و دانشجویان در بخش تعاون شکل گرفته و فعالیت می کند.

 مهمترین اهداف در ایجاد این مراکز در بخش تعاون را می توان در موارد ذیل خلاصه نمود.

 ایجاد زمینه مناسب بروز خلاقیت و بستر رشد و پرورش ایده های نو بر مبنای دانش با محوریت تعاونی ها،حمایت از طرح های پزوهشگران،محققان،دانشجویان در قالب شرکت های تعاونی،کمک به شکل گیری و حیات شرکت های تعاونی دانش بنیان و خلاق،ایجاد بستر مناسب برای کارآفرینی،اشتغال و تجاری سازی محصولات به شیوه تعاونی،تولید فن آوری و محصولات منطق بر سلیقه بازار و تجاری سازی آنها،ایجاد ارتباط بین دانشگاه،صنعت و تعاون و تأمین سرمایه های مادی و معنوی مورد نیاز طرح های نوین، ایجاد شودو انگیزه جهت نوآوری در علوم مختلف اعم از علوم حاضر و جدید در قالب تعاونی،گسترش فناوری و ایجاد بستر رشد و صنعتی شدن ایده های خلاق، تسهیل ارتباط و تعامل واحدهای تعاونی فعال با صاحبان ایده های خلاقانه و استارتاپ ها،در همین راستا معاونت امور تعاون می تواند با انجام اقداماتی مانند:

کمک و جلب حمایت های دولتی در جهت تشکیل، تأمین و تجهیز مرکز و شتابدهنده در بخش تعاون،معرفی واحدهای تعاونی فعال و بزرگ جهت ایجاد ارتباط با مرکز،حمایت از اجرا و تجاری سازی طرح های نوآورانه و خلاقانه مرکز در قالب تعاونی،طراحی،تدوین و اجرای آموزش های تخصصی مورد نیاز اعضا و مدیران گروه های خلاق و مستقر در مرکز،کمک به تأمین تضامین اعتباری مورد نیاز تعاونی های دانش بنیان و نوآور حاصل از فعالیت مرکز،اولویت دهی به طرح های خلاقانه و نوآوردر تسهیلات و منابع اعتباری تحت مدیریت معاونت، ایجاد زمینه مهارت آموزی و تسهیل ورود نخبگان ومتخصصین به مرکز،از فعالیت این مراکز حمایت کرده ومجریان مراکز(شتابدهده ها) نیز می توانند اقدامات ذیل را در این مراکز در بخش تعاون توسعه دهند.

معرفی و ایجاد و استقرار تیم منتورینگ ایده های خلاق،انتخاب وگزینش تیم های خلاق واجد شرایط استقرار در مرکز و استقرار تیم های خلاق و واحدهای شتاب دهنده تعاونی،برگزاری نشست ها و رویدادهای مرتبط با فعالیت های دانش بنیان بخش تعاون در مرکز،شناسایی نخبگان،پزوهشگران و محققان توانمند و تشکیل گروه های پژوهش و حمایت از ایشان، شناسایی شرکت های همکار و تشکیل تیم صنعتی یا مشارکتی در قالب تعاونی ها، ایجاد ارتباط لازم بین هسته پژوهشی و شتاب دهنده های تعاونی،تأمین نیازها،رصد اتفاقات و پیشرفت های انجام شده و ارائه دستاوردهای مرکز تحت برند و نام مرکز نوآوری بخش تعاون و انجام امور دبیرخانه ای ایده های خلاق بخش تعاون، تجاری سازی محصول نهایی،معرفی آن به بازار با استفاده از کمک شرکتهای تعاونی شتابنده، تشویق افراد صاحب ایده و استارت آپ ها به تأسیس شرکت های تعاونی دانش بنیان و حمایت از ایشان،همانگونه که ملاحظه می شود بخش تعاون ناگریز از ورود به عرصه اقتصاد دانش محور و استارت آپ ها است و بایستی همواره بر اساس شرایط موجود کشور پوست اندازی کرده وخود را به روز نماید تا بتواند حرف های جدید و الگوهای نوینی را برای سرمایه گذاران و جویندگان کار ارائه کند.

انتهای پیام/

یادداشت تسنیم| “مذاکره”ای که همه دنیا را علیه اقتصاد ایران بسیج کرد- اخبار اقتصادی – اخبار تسنیم


خبرگزاری تسنیم، کارگروه بررسی‌های ویژه اقتصادی؛ پرونده «زیرِ پوست تحریم»، بخش چهارم

تحریم‌ها هر روز جدیدتر و فنی‌تر و دقیق‌تر و سطح بالاتر اعمال می‌شود؛ اخیراً که اتفاقات بسیار بد و بی‌سابقه‌ای هم رخ داده است؛ از تحریم نیروی نظامی رسمی یک کشور بگیرید تا تحریم وزیر خارجه و همچنین رهبر معظم انقلاب. اما تا حالا اندیشیده‌اید که ایالات متحده در وضع و اعمال چنین قوانین احمقانه‌ای، چگونه موفق می‌شود افکار جهانی را با خود همراه کند؟ این روند پیش‌رونده، حاصل ساختارسازی و کنش فعال آمریکا برای طراحی دقیق و مؤثر نظام تحریم‌ها و استفاده از حداکثر ظرفیت‌های سیاسی و دانشی درون و بیرون آمریکا بوده است. دانشگاه‌های صاحب‌نام آمریکایی، در کنار تینک تنک‌ها (اندیشکده‌ها)، و نیز افراد صاحب‌نظر سیاسی و اقتصادی و امنیتی، و هر نهاد و فرد مؤثر دیگر در این موضوع با جدیت به کار گرفته شده، تا منظومه‌ای سازوار و تأثیرگذار برای تحریم‌ ایران فراهم آید. افراد و شخصیت‌های علمی و سیاسی آمریکا، روز به روز در موضوع تحریم، ورزیده‌تر می‌شوند و مبانی و روش‌های عمیقتر و پیچیده‌تری را در اعمال تحریم‌ها به کار می‌گیرند. با نگاه به این ساختارسازی قوی و تربیت متخصصان راهبردی و هزینه‌های هنگفت و جدیت غرب در دستیابی و ارتقاء فناوری‌های نو به نو در معماری نظام تحریم‌ها، طبعاً سنگربندی درست و منظم و قوی در جبهه‌ی ایران مورد انتظار است؛ اما دریغ! اینجا کسی را دأب مقابله‌ی ساختاری با تحریم نیست.

در این زمینه بیشتر بخوانید

آیا فهرست بلندبالای دست‌اندرکاران و ذی‌مدخلان موضوع، نه حتی برای آفند، که برای پدافند علیه نظام تحریم‌های ظالمانه و شدید و تشدید شونده و به‌اصطلاح غربی‌ها «فلج‌کننده» طراحی مؤثری دارند؟ طراحی مؤثر به جای خود، اصلاً طراحی‌ای دارند؟ آیا برای فعال شدن دیپلماسی اقتصادی، ولو اندک، تمهیدی اندیشیده شده؟ آیا ظرفیت‌های درونی بی‌شمار اقتصاد ایران سر و سامان یافته؟ آیا برای سبک زندگی مسرفانه‌ی مردم تدبیر شده؟ آیا دیگر (مطابق آمارهای فائو) 40 درصد غذای تولیدی‌مان را دور نمی‌ریزیم؟ آیا مصرف گاز ایرانی‌ها به اندازه کل چین و کل اتحادیه اروپا نیست؟ دولت چطور؛ آیا جمع و جور تر شده یا بودجه‌ی برخی ابر شرکت‌های دولتی 52 درصد افزایش داشته است؟ آیا شبکه‌ی تو در تو و پیچیده‌ی رانت و استفاده از منابع نفتی و دولتی، تغییری کرده؟ آیا برای مقاوم‌سازی و ساخت درونی اقتصاد تمهیدی اندیشیده شده است؟ و الخ.

شاید جدی‌ترین مقابله‌ی ما منحصر در این باشد که به دلیل اینکه فروش نفت و در پی‌ آن درآمدهای دولت کاهش داشته، سازمان مالیاتی اخیراً جدیت به خرج داده که از «فعالان اقتصادی» مالیات بیشتری بگیرد. و البته در ادبیات مالیاتی ایران، صد سال و بیشتر است که فعال اقتصادی شامل بانک‌هایی که بنگاه‌داری می‌کنند، یا سفته‌بازها، یا فعالان بازار ارز، یا سوداگران مسکن، یا پزشکان شریف، یا کسانی که اقلام لوکس می‌خرند تا «تبرّج» و «دور دور» کنند، و دیگرانی که با وجود معاملات هنگفت پشیزی مالیات نداده و نمی‌دهند، نمی‌شود؛ اساساً برای برخی از این طبقات، «پایه‌ی مالیاتی» تعریف نشده، تا سازمان امور مالیاتی، در کارشان شود! طبق تعریف، فعال اقتصادی آن کارمند نگون‌بخت یا کاسب جزئی است که به زحمت معاش خانواده‌اش را تأمین می‌کند… و این، مهمترین کنش ما در برابر تحریم‌ است!

برای اینکه به سطح تغییر آرایش دولت به سمت اقتصاد مقاومتی و مقابله با تحریم‌ها پی ببریم جواب آن مدیر بلندپایه‌ی دولتی موضوعیت دارد که «ای آقا! چه فرمایش‌ها می‌کنید! هریک از 200 عضو هیئت مدیره‌ام را اگر دست بزنم از 60 جا صدای اعتراض بلند می‌شود»؛ و طرفه اینکه کمی بعدتر، خود جنابش را خلع ید و سپس با اتهاماتی بدتر از این‌ها دستگیر می‌کنند!

بیشتر بخوانید

واقعیتش را بخواهید جواب ما به جدیت غرب، شامل «دندان قروچه» یا اگر حوصله‌ای دست داده نهایتاً فریاد «مرگ بر آمریکا» بوده است. البته سیاسیون ما یک واکنش مهم دیگر نیز داشته‌اند؛ اینکه به‌جای عمده کردن و اهتمام به مؤلفه‌های اساسی قدرت اقتصادی، جریان‌های سیاسی عمده شده‌اند و به‌خصوص جریان‌های مذاکره‌کننده‌ی ایرانیِ سابق و لاحق، با شدت و همواره، مشغول شستن دست و روی همدیگر هستند. در یک نمونه، سعید جلیلی گفت:

برجام مانند این بود که ماشین یک میلیونی را به مبلغ یک میلیارد خریداری کنی اما طرف مقابل بعد از آنکه بخشی از پول را از ما گرفت، از دادن ماشین خودداری کند و با ماشین فرار کند و بعد شرکای او به شما بگویند باید بقیه اقساط ماشین را بدهید و بعد هم گفته شود یک مزاحم از معامله خارج شد!

و در طرف دیگر مشاور رئیس‌جمهور با طرح مثال لطیف دیگری، فوراً به او پاسخ داد:

شما 6 سال پیش پشت فرمان این ماشین بودید؛ آنقدر از چراغ قرمز گذشتید، ورود ممنوع رفتید، توقف مطلقاً ایستادید و … تا خسارت‌ها و جریمه‌های آن هزار برابر قیمت ماشین شد، سپس ماشین را به دره فصل هفت منشور انداخته و گفتید اینها کاغذ پاره است. این ارثیه دوران شوم ماشین‌بازی و تمرین رانندگی جنابعالی است.

صحنه‌ی جالبی است… گذشته از رویکرد سیاسی جناب جلیلی، و نیز اینکه اساساً بحث‌ درباره‌ی مقابله با تحریم‌ها در حوزه‌ی «سیاست» موضوعیت ندارد و انحرافی و فرع ماجراست، به‌طور قطع تحریم‌ها نسبت به قبل به‌صورت تصاعدی رشد کرده و هرگز ایران تا این اندازه از سوی طرف غربی تحت فشار نبوده است؛ گرچه پشت میزهای مذاکره، دیپلمات‌های این دوره با زبان مشترک سخن می‌گویند و نسبت به قبلترها لبخندهای ملیح‌تری مبادله می‌کنند. پیش‌روی تصاعدی غرب تا آنجا بوده که حتی خود رئیس‌جمهور از این اندازه هجمه و تهدید، با غیظ و ناراحتی یاد می‌کند:

دولت آمریکا می‌گوید “در هر لحظه‌ای آماده مذاکره با دولت ایران هستیم”! بعد وزیر خارجه آن کشور را تحریم می‌‌کنند، البته قبلش که غلط‌های بالاتری کردند و رهبر معظم انقلاب را تحریم کردند.

اما با این حال و با وجود روشن بودن پیش‌روی تحریم‌ها و تشدید حیرت‌آور  آنها نسبت به قبل، و در شرایطی که دولت مسئولیت اصلی شرایط فعلی را بر عهده دارد، متولیان دولت، به‌جای عبرت‌آموزی، عذرخواهی و تغییر مسیر به راه صواب، با اعتماد به نفس کامل از «موفقیت راهبرد مذاکره‌شان» می‌گویند؛ و جریان‌های قبلی‌ مذاکره‌کننده را مورد تمسخر قرار می‌دهند؛ و مذاکرات را نسبت به قبل «پرحاصل‌تر» و «نتیجه‌بخش‌تر» می‌دانند؛ سرداران دیپلماسی مذاکره را گرامی شمرده و به دریافت بالاترین نشان‌ها مفتخر می‌کنند و همیشه بر این گزاره غلط تاکید می کنند که “با خروج آمریکا از برجام تمام دنیا حق را به ایران داده و علیه آمریکا شده اند”، گو اینکه هدف مذاکره همین بوده، ولی واقعیت این است که در مقام عمل در دوره جدید تحریم ها قریب به اتفاق کشورها در تحریم های اقتصادی آمریکا علیه ایران همسو و همکار هستند و برخلاف دولت قبل که خیلی از کشورها در دور زدن تحریم ها با ما همکاری می کردند، الان این همکاری ها به حداقل رسیده است.

البته در این همه فقدان و فترت «واکاوی درست و غیرسیاسی و مبنایی از تحریم‌ها» و خلأ «اقدام سریع و قوی و متناسب با کنش‌های غرب»، آحاد مردم و به‌خصوص اقشار آسیب‌پذیر بیش از همه زیان می‌بینند.

بیشتر ببینید

کمی بعدتر این دولت هم می‌رود و دولت دیگری می‌آید؛ و باز تحریم‌ها تشدید می‌شود؛ و باز ما دست روی دست گذاشته‌ایم؛ و باز جناح‌های سیاسی بر طبل «ندانم‌کاری همدیگر» می‌کوبند. درک این مفهوم بسیار حیاتی است که مقابله با تحریم‌هایی که زیرساخت و بنای «دانش‌بنیان» و مبنای «اقتصادی» دارند، با فرافکنی و مجامله‌ی سیاسی ممکن نیست. تا زمانی که جهت‌گیری خردورزانه به همراه تمهید زیرساخت‌های دانشی و سیاسی و خصوصاً اقتصادی مناسب برای رویارویی با تهدیدها و تحریم‌ها فراهم نشود، و مقابله به مثل از کانال‌های مؤثر و مبتنی بر دانش صورت نگیرد، هیچ جریان سیاسی در این زمینه راه به جایی نخواهد برد؛

گو اینکه اساساً و به احتمال قریب به یقین، راه برون رفت از تحریم، مذاکره نیست، بلکه تقویت ساخت درونی اقتصاد است. «مذاکره‌کنندگان» باید فرع و حاشیه‌ باشند، نه صحنه‌گردان اصلی.

انتهای پیام/